الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

333

الغدير ( فارسي )

يارى است كه در افراد مؤمنين ( نسبت به يكديگر ) وجود دارد ، چه آن جناب امّت خود را دوست دارد و آنها را يارى ميفرمايد از نقطهء نظر اينكه زعيم ( فرمانده ) دين و دنياى آنها است ، مالك امر آنها است ، نگهبان حوزهء آنها است ، حافظ شخصيت آنها است ، و از خود آنها به آنها اولى ( سزاوارتر ) است ، اگر آن جناب نسبت به آنها اين درجه از محبت و نصرت را اجراء و عملى نميفرمود گرگان خونخوار و وحشيان سركش و بىباك آنها را پراكنده و نابود ميساختند و از هر طرف دستهاى ستم و تجاوز به طرف آنها گشوده ميشد و چه حوادث نابود كنندهء از قبيل هجوم دشمنان ، و تاراج اموال و كشتن نفوس و هتك حرمت اشخاص رخ ميداد كه در اين صورت غرض اصلى صاحب شريعت از به پا داشتن دعوت و گسترش بساط دين و بلند داشتن آيات الهى با پراكندگى جامعهء اسلامى از بين ميرفت ، پس هر كس در محبت و نصرت خلق در اين حد و به اين كيفيت معرفى شود ، ناچار او خليفة اللَّه است در زمين و خليفهء فرستادهء خدا است ( در ميان خلق ) و بنابر اين فرض معناى حديث نيست مگر همان معنى كه ما گفتيم . معانى كه ارادهء آنها از حديث ( غدير ) امكان دارد از معانى كه براى مولى بيان شد و مورد بررسى قرار گرفت باقى نماند جز : « ولىّ و اولى بالشّيء و سيّد ( به معناى سرور و آقا - نه به معناى مالك و آزاد كننده ) و متصرف در امر و متولَّي امر » . « امّا وليّ » ايجاب مينمايد كه از آن اراده شود خصوص آنمعنائى كه از « اولى » اراده مىشود ، به علت عدم صحّت بقيهء معانى بطوريكه بشما ( يكايك آنمعانى و فقدان مناسبت آنها را ) مدلَّل و معلوم ساختيم ، « و امّا سيّد ( 1 ) » به معناى پيش

--> ( 1 ) جمع كثيرى از پيشوايان تفسير و حديث و لغت آن را ( سيد را ) از معانى مولى بشمار آورده‌اند .