الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

324

الغدير ( فارسي )

موجب آن گشته كه به كتب مذكوره استدلال شود ؟ در حالتى كه تمام اين جهات در كتب پيشوايان و علماء بنام و مشهوريكه آمدن مولى به معناى اولى از آنها نقل شد موجود است . مفعل به معناى فعيل ( خوانندهء عزيز ) با من بيا تا داد و فرياد و هيجان شاه وليّ اللَّه صاحب هندى را كه در ( تأليف خود ) تحفة الاثنى عشريه به راه انداخته و بر عربيّت هجوم آورده بررسى كنيم ( و اين از اموريست كه بر ملَّت عرب و آئين عربيّت بسى گران و ناگوار است ) اين مرد در مقام ردّ دلالت حديث « من كنت مولاه فعلى مولاه » ( بر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام ) چنين پنداشته كه استدلال به اين حديث تمام نخواهد بود مگر بآمدن مولى به معناى ولى در صورتى كه وزن مفعل به معناى فعيل نيامده است . و با اين بيان خواسته تصريح اهل لغت را از ميان ببرد داير باينكه مراد از آمدن مولى به معناى ولىّ همان معنائى است كه از : ولىّ امر ، ولىّ زن ، ولىّ يتيم ولىّ بندهء مملوك ، و ولايت سلطان و ولىّ عهد ( وليعهد ) نسبت به كسى كه پادشاه و سرپرست مملكت او را براى زمان بعد از خود بر مىانگيزد ( و انتخاب مينمايد ) فهميده مىشود . آرى ! گفتار فرّاء - متوفاى 207 در « معانى القرآن » و ابى العباس مبرّد مشعر بر اينكه : ولىّ و مولى در لغت عرب يكى است از نظر اين ( عالم ! ) دهلوى مستور گشته و اتفاق پيشوايان علم لغت را بر اين امر از ياد برده كه در كتب فرهنگ لغات ، ولىّ را از جمله معانى مولى بشمار آورده‌اند ! و سخنان سايرين ( از علماء لغت و تفسير ) را ناديده گرفته ، از قبيل « مشكل القرآن » تاليف انبارى و « الكشف و البيان » تاليف ثعلبى - در قول خداى تعالى : * ( أَنْتَ مَوْلانا ) * و « صحاح » تاليف جوهرى جلد 2 ص 564 و « غريب القرآن » تاليف سجستانى ص 154 و « قاموس » تاليف فيروز آبادى جلد 4 ص 401 و « الوسيط » تأليف واحدى - و تفسير قرطبى