الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

321

الغدير ( فارسي )

جواب رازى در قبال تمام آنچه در اين زمينه ما بثبوت رسانديم ، رازى را سخنى است كه كاشف از تيره گى درون و سوء نيّت اوست نامبرده در « نهاية العقول » گويد : و امّا آنچه را كه از علماء اهل لغت نقل كرده‌اند داير باينكه : مولى به معناى اولى است براى آنان در اين امر حجّت و دليلى نيست ، زيرا در اثبات لغت اين گونه نقل صلاحيّت آن را ندارد كه بدان استدلال شود ، بنابر اين ما ميگوئيم ( سخن رازى است ) : هر چند كه ابا عبيده گفته : در قول خداى تعالى : * ( مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ ) * معناى آن « هي اولى بكم » مىباشد ، و اين معنى را اخفش و زجّاج و عليّ بن عيسى نيز ذكر نموده‌اند و به بيت « لبيد » هم استشهاد كرده‌اند ، ولى اين مطالب از ناحيه اين پيشوايان تساهل است نه تحقيق بعلَّت اينكه بزرگان از ناقلين چون خليل و هم - طرازهاى او اين معنى را فقط در تفسير اين آيه و تفسير آيهء ديگر بطور مرسل ( غير مسند ) ذكر نموده‌اند و در كتب اصلى لغت ذكرى از اين معنى بميان نياورده‌اند . سخن رازى تمام شد . كاش اين نكته براى من روشن بود كه چه كسى برازى خبر داد كه اين توجيه از طرف پيشوايان ( تفسر و لغت ) جنبه تساهل داشته و تحقيق نيست ؟ ! و آيا اين اظهار عقيدهء رازى در تمام آنچه از معانى لغويّه از آنان نقل شده شايع و شامل همهء موارد است ؟ يا اينكه اين شخص بالفظ مولى حساب ديگرى دارد ؟ و آيا براى يكنفر لغوى هنگاميكه معنائى را براى لفظى قائل مىشود جز اينكه استشهاد به بيت عرب يا آيه اى از قرآن كريم بنمايد ( كه اين كار را كرده‌اند ) ، تكليف ديگرى هم هست ؟ ! و آيا عدم ذكر خليل و هم طرازهاى او را چگونه دليل بر تسامح گرفته آن هم بعد از بيان نقل از ائمه لغت ؟ ! براى تحقق يك معنى شرط نشده كه معناى