الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
316
الغدير ( فارسي )
سخن ديگر رازى رازى را سخن ديگرى است كه گاه در آن بالا رفته و گاه پائين آمده و در كتابش « نهاية العقول » چنين پنداشته كه : هيچ كس از پيشوايان نحو و لغت اشعار به اين امر نكرده كه - وزن مفعل كه وضع شده است براى معنى مصدرى يا زمان يا مكان به معناى - افعل - آمده باشد كه از آن معناى تفضيل بدست مىآيد ، و تو ( خوانندهء عزيز ) پس از درك آنچه كه براى تو خوانديم از نص و تصريح ( ائمهء لغت ) مشعر بر آمدن مولى به معناى - اولى بالشيء ، بوهن و بى اساسى گفتار او و كسانى كه از او پيروى كردهاند واقف خواهى شد ! از قبيل قاضى عضد ايجى در « المواقف » و شاه صاحب هندى در « التحفة الاثنى عشريه » و كابلى در « صواقع » و عبد الحق دهلوى در « لمعات » و قاضى سناء اللَّه پانى پتى در « السيف المسلول » و در ميان آنان كسانى هستند كه در انكار راه مبالغه پيموده تا به حدى كه باهل عربيّت نسبت انكار اينموضوعرا دادهاند و چنان كه دانستيد اساس اين شبهه از رازى است و او آن را به ديگرى اسناد نداده و اين اشخاص هر جا كه طعنى در دلالت بر نظريه اماميه پيدا كردهاند كور كورانه از او تقليد و پيروى نمودهاند ! من اين گروه را ملامت نميكنم كه بر كلمات اهل لغت و به كار بردن عرب الفاظ خود را وقوفى ندارند ، زيرا اينان از فن عربيّت و از آئين اهل لسان دورند زيرا از رازى تا ايجى ، و از هندى تا كابلى ، و از دهلوى تا پانى پتى چه نسبتى با زبان خالص عرب و چه سازش با عربيّت ( زبان آنان ) دارند بلى بقول عرب حنّ قدح ليس منها يعنى بناله در آمد تيرى ناتراشيده كه از آنها نبود و هنگاميكه بقول ديگر تازيان اختلط الحابل بالنابل يعنى تورانداز و تيرانداز داخل هم شدند شكار بدست نمىآيد و كسانى كه