الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

313

الغدير ( فارسي )

معذلك در « صواعق » ص 24 به آمدن مولى بمعنى اولى بالشيء - تسليم شده منتها در متعلق اولويّت مناقشه نموده كه آيا اين اولويت در تمام امور است و يا از بعض جهات ؟ و دوّمى را اختيار كرده و فهم اين معنى را از حديث ( غدير ) بشيخين ( ابو بكر و عمر ) نسبت داده - در گفتار آنها ( بعلى عليه السّلام ) : « امسيت مولى كلّ مؤمن و مؤمنه » و اين عنوان را شيخ عبد الحق در « لمعات » خود از او ذكر كرده و همچنين شيخ شهاب الدين احمد بن عبد القادر شافعى در « ذخيرة المآل » با او هم گام ( و هم عقيده ) شده ، گويد : تولَّى : به معناى ولايت است و به معناى دوست و ياور - و يا به معناى ، اولى ( سزاوارتر ) به پيروى و نزديك شدن به او است ، مانند قول خداى تعالى : * ( إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوه . . ) * يعنى همانا نزديك ترين مردم به ابراهيم آنانند كه از او پيروى كردند . . و همين معنا است كه عمر رضى اللَّه عنه از حديث ( غدير ) فهميد ، چه او پس از شنيدن ( سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) گفت : « هنيئا يابن ابى طالب امسيت ولىّ كلّ مؤمن و مومنه » يعنى گوارا باد تو را اى پسر ابى طالب ، گرديدى ولى هر مرد و زن مؤمن . اه . قبلا نيز از انبارى در « مشكل القرآن » نقل شد كه : براى مولى هشت معنى است و يكى از آنمعانى : اولى بالشىء است ، و رازى اين را از او و از ابى عبيده حكايت نموده سپس در « نهاية العقول » گويد : ما نمىپذيريم اين مطلب را كه هر كس لفظ مولى را به معناى اولى حمل كرده قائل باينست كه حديث ( غدير ) دلالت بر امامت على رضى اللَّه عنه دارد ، مگر نه اينست كه ابا عبيده و ابن انبارى حكم نموده‌اند باينكه لفظ مولى به معناى اولى است و معذلك قائل بامامت ابى بكر رضى اللَّه عنه ميباشند ( 1 ) . . اه و شريف مرتضى از ابى العباس مبرّد نقل نموده كه : ولى در اصل يعنى آنكه اولى و احقّ ( سزاوارتر ) است ، و مانند آنست ، مولى ، و ابو نصر فارابى

--> ( 1 ) رأى و عقيده آنها در امر امامت براى ما مهم نيست ، فقط مقصود ما تصريح نامبردگان است به معناى لغوى لفظ مزبور .