الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
314
الغدير ( فارسي )
جوهرى متوفاى 393 در جلد 2 « صحاح اللَّغه » ص 564 در مادهء ( ولى ) گويد : در قول لبيد ( در بيتى كه قبلا ذكر شد ) مراد از مولى اولى ( سزاوارترين ) موضعى است كه محل ترس است ، و ابو زكريّا خطيب تبريزى در جلد 1 ديوان حماسه ص 22 در قول جعفر بن علبهء حارثى : ألهفى بقرّى سحبل حين احلبت علينا الولايا و العدوّ المباسل ( 1 ) يكى از معانى هشت گانهء مولى را ( 2 ) ولىّ و اولى بالشيء بشمار آورده ، و از عمر بن عبد الرحمن فارسي قزويني در « كشف الكشاف » در مورد بيت ( لبيد ) مذكور است : مولى المخافة . يعنى اولى ( و سزاوارتر ) و لايقتر به اين كه در آن خوف باشد و سبط ابن جوزى در « تذكره » ص 19 اين معنى را از معانى ده گانهء مولى كه بعلماء عربيّت مستند است شمرده است ، و مانند اوست ابن طلحهء شافعى در « مطالب السؤل » ص 16 وى ( اولى ) را در آغاز معاني كه نامبرده در كتابش آورده قرار داده است و شلنجي در « نور الابصار » ص 78 از او پيروى كرده و اين معنى را اسناد به علماء داده و عبد الرحيم ابن عبد الكريم و رشيد النبيّ ، شرح دهندگان معلقات سبع در بيت لبيد گويند : كه شاعر مزبور از : مولى المخافه : اولى بمخافه را اراده نموده . باتمام اين كيفيّات كه ذكر شد معلوم مىشود كه : اسناد صاحب « تحفهء اثنى عشريه » انكار استعمال مولى به معناى ، اولى بالشيء را بقاطبهء اهل عربيّت تا چه اندازه عارى از حقيقت است ! ! آيا اين مرد گمان كرده ، اينها را كه ما نام برديم پيشوايان ادبيات فارسى هستند ؟ ! يا اينكه آنان به قدر شاه صاحب هندى از موارد لغت عربى آگاهى نداشتهاند ؟ ! نهاد پاك و ضمير آزاد تو ( خوانندهء ارجمند ) خود در اين امر داورى نمايد .
--> ( 1 ) اى تأسف من بقرى سحبل ( هر دو نام جائى است ) هنگاميكه در آن گرد آمدند زنان و بينوايان و دشمن جنگجو . ( 2 ) و آن معانى عبارتند از : بنده ، سرور ، پسر عم ، داماد ، همسايه ، هم پيمان ، ولى ، اولى بالشىء .