الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
305
الغدير ( فارسي )
( سخن رازى در مفاد حديث ) رازى آمده و شبهه هائى را از روى شك و ترديد كه از اظهار آن عاجز و ناتوانست در دهن جويده گاهى فرو برده و زمانى نشخوار كرده و بميان مىگذارد و با تمايل بفراز و نشيب ميخواهد آنها را با صورت پسنديده و كسوت زيبا نشان دهد . نامبرده بعد از نقل معنى « مولى » به اولى از جماعتى ، چنين ميگويد : « قال تعالى : * ( مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ) * در لفظ مولى اينجا اقوالى است ، يكى از آن اقوال از ابن عباس است كه گفته : موليكم ، يعنى مصيركم ( باز گشت شما ) و تحقيق اين معنى اينست كه : مولى موضع ولى است و آن عبارتست از قرب ( نزديكى ) و بنابر اين معنى چنين مىشود : همانا آتش جايگاه شما است جايگاهى كه بدان نزديك ميشويد و به آن ميرسيد . معنى دوم از كلبى است ، يعنى : اولى بكم ، و همين معنى - قول زجّاج و فرّاء و ابى عبيده است ، و بدان ، آنچه را كه اينان گفتهاند معناى ( كلمه است ) نه تفسير لفظ ، زيرا اگر مولى و اولى در لغت يكى بودند ، استعمال هر يك از آنها بجاى آنديگرى صحيح مىبود ، آنوقت لازم بود كه گفته شود : هذا مولى من فلان ( همانطور كه گفته مىشود هذا اولى من فلان ) و چون اين درست نيست خواهيم دانست كه آنچه در اين باره گفتهاند معنى است نه تفسير و اينكه ما به اين نكته دقيق آگاهى داديم براى اينست كه : شريف مرتضى هنگاميكه تمسك جسته در امامت على عليه السّلام بقول ( رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ) : « من كنت مولاه فعلى مولاه » ، گفته كه : يكى از معانى مولى - اولى - است و براى اثبات اين امر استدلال باقوال ائمّهء لغت در تفسير اين آيه نموده باينكه معناى مولى - اولى - مىباشد ، و چون ثابت شد كه لفظ مزبور ( لغة ) متحمل اين معنى ( اولى ) مىشود ناچار ( در اين مورد ) بايد حمل به همين معنى شود زيرا معانى ديگر