الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

306

الغدير ( فارسي )

مولى يا ثبوت آن در مورد على عليه السّلام آشكار است ، مانند ابن عمّ ( 1 ) و ناصر بودن و يا محققا در اين مورد منتفى است ، مثل معنى - معتق و معتق ( آزاد كننده و آزاد شده ) - بنابر اين بر تقدير اول ( تحقق ثبوت ) اطلاق اين لفظ عبث خواهد بود و بر تقدير دوم ( تحقق نفى ) اطلاق كذب و خلاف واقع است ! و امّا - ما - با دليل بيان كرديم كه سخنان اينان در اين مورد بيان معنى است نه تفسير و هنگامى كه چنين شد استدلال به آن ساقط مىشود - جلد 8 تفسير رازى ص 93 . و در « نهاية العقول » گويد : اگر روا باشد كه مولى به معناى اولى بيايد بايد صحيح باشد كه آنچه قرين يكى از اين دو لفظ قرار ميگيرد قرين آن لفظ ديگر نيز قرار گيرد ! و حال آنكه چنين نيست ، پس ممتنع است كه مولى به معناى اولى باشد . بيان اين ملازمه اينست كه : واضع لغت جز در وضع الفاظ مفرده در برابر معانى مفردهء آن به تنهائى تصرف ديگرى ندارد ، ولى پيوستن بعض از اين الفاظ ببعض ديگر بعد از آنكه هر يك از آن دو به معناى مفرد خود وضع شده ، امريست عقلى ( نه وضعى ) ، مثلا ، زمانى كه ما گفتيم : انسان حيوان است ، افاده لفظ انسان حقيقت مخصوصه را بر حسب وضع آن است و افاده لفظ حيوان نيز حقيقت مخصوصه خود را بر حسب وضع آن مىباشد ، اما نسبت دادن حيوان به انسان بعد از پى بردن باينكه هر يك از اين دو لفظ در برابر معناى مخصوص وضع شده است امريست عقلى نه وضعى و پس از ثبوت اين امر وقتى كه لفظ « اولى » براى معنائى وضع شده و لفظ ( من ) براى معناى ديگر ، درست بودن دخول يكى از آنها به ديگرى بتجويز عقلى است نه وضع ، و پس از ثبوت اين موضوع ، هر گاه مفهوم از لفظ « اولى » بدون كم و

--> ( 1 ) اين سخن غفلتى است شگفت زيرا به زودى پى خواهى برد كه رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله پسر عموى جعفر و عقيل و طالب و آل طالب بود در صورتى كه امير المؤمنين پسر عموى آنان نبود بلكه برادر ايشان بود بنابر اين لازمهء اين معنى اگر از لفظ مولى آن اراده شود كذبست نه از معانى است كه ثبوت آن ( بنا بادعاى رازى ) ثابت و آشكار است .