الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

294

الغدير ( فارسي )

مولاه » - كه داستان آن در صفحه 127 - 137 گذشت . آيا مقصود ملازم با تفضيل ( برترى دادن ) كه اين كافر حسود و معاند را گران آمد و ترديد نمود كه آن از طرف خداوند است و يا بمقتضاى محبت و علاقه شخص پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله است ممكن است دو معنى پيش گفته ( ناصر - محبّ ) يا غير آن از ساير معانى ( مولى ) باشد ؟ ! گمان ندارم فكر آزاد تو ( خوانندهء عزيز ) چنين احتمالى را بپذيرد و روا بداند ؟ ! بلكه ضمير روشن و نيروى درك تو با كمال صراحت به تو ميگويد : معنى اين كلمه همان ولايت مطلقه ايست كه ستمكاران قريش دربارهء خود رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بدان ايمان نياوردند مگر بعد از آنكه بوسيلهء آيات باهره ( و معجزات ) مقهور گشتند و نيروى برهان و نبردهاى خورد كننده آنها را زبون ساخت تا نصرت الهى و پيروزى حق رسيد و ديدى كه مردم دسته دسته و فوج فوج بدين خدائى گرائيدند ، ناچار پذيرش اين معنى دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام بالطبع بر آنها گرانتر و مهمتر است ، منتهى آنچه را كه معاندين در دل داشتند حارث بن نعمان آن را آشكار نمود و خداى عزيز و توانا او را مورد عقوبت خود قرار داد ! ! و از جملهء آنان ( كه همين معنى را از ولايت فهم نموده‌اند ) آنگروهى هستند كه بر امير المؤمنين عليه السّلام در ميدان وسيع كوفه وارد شدند در حالى كه عرض ميكردند : السلام عليك يا مولانا امام عليه السّلام براى واقف ساختن ساير شنوندگان و حاضرين بر معنى درست ، از آنها توضيح خواست و فرمود : من چگونه مولاى شما هستم در حالى كه شما گروهى از عرب هستيد ؟ ! آنان در جواب آنحضرت عرض كردند : ما از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم شنيديم كه ميفرمود : « من كنت مولاه فعلى مولاه ( 1 ) » خوانندهء گرامى خود ميداند : آن مولويّت كه در نظر عرب ( عربى كه هرگز در برابر هر كس خاضع نميشود ) مورد اهميّت و داراى عظمت

--> ( 1 ) مراجعه شود به آنچه در گذشته دائر باسنادهاى اين حديث و متن آن در ص 46 - 52 بيان داشتيم .