الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
292
الغدير ( فارسي )
و از جمله آنها : استاد عربيت و ادب ابو تمام متوفاى 231 است ، در قصيدهء رائيه اى كه از جملهء آن اين ابياتست : و يوم الغدير استوضح الحقّ اهله بضحياء لا فيها حجاب و لا ستر اقام رسول اللَّه يدعوهم بها ليقربهم عرف و ينئاهم نكر يمدّ بضبعيه و يعلم أنّه ولى و موليكم فهل لكم خبر ؟ يروح و يغدو بالبيان لمعشر يروح بهم غمر و يغدو بهم غمر فكان لهم جهر باثبات حقّه و كان لهم في بزّهم حقّه جهر ( 1 ) و گروهى از نوابغ دانشمندان كه عارف برموز علم و عربيت بودهاند با التزام بموارد لغت و آگاهى به وضع الفاظ و تقيد بموازين صحيح در تركيب كلام و شعر از آن دسته پيروى نمودهاند مانند : دعبل خزاعى ، و حمانى كوفى ، و امير ابو فراس ، و علم الهدى : مرتضى ، و سيد شريف : رضى ، و حسين بن حجّاج و ابن رومى ، و كشاجم ، و صنوبرى ، و مفجّع ، و صاحب بن عبّاد ، و ناشئ صغير و تنوخى ، و زاهى ، و ابو العلاء سروى ، و جوهرى ، و ابن علويّه ، و ابن حمّاد و ابن طباطبا ، و ابى الفرج ، و مهيار ، و صولى نيلى ، و فنجكردى و غير آنها از بزرگان ادب و استادان لغت ، كه آثار آنها با گذشت روزگاران پيوسته نقل و ثبت
--> ( 1 ) در روز غدير ، نمودار گرديد حق براى اهل آن در روز روشن بدون پرده و مانعى ، به پا داشت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ( حق را ) در حالى كه مسلمين را در آن روز روشن دعوت فرمود تا آنها بنيكى و صلاح بگرايند و از بدى و فساد دور باشند ، بازوان او ( على عليه السلام ) را كشيد در حالى كه اعلام ميفرمود كه او ولى و مولاى شما است ، آيا به اين امر آگاهى داريد ؟ ! صبح و شام پيوسته براى گروهى حقيقت را بيان و عيان ميساخت ، گروهى كه تيره گى ( عصبيت و عناد ) شام آنها را فرا مىگرفت و صبح فرا مىگرفت ، حق ولايت براى آنگروه آشكار و عيان ثابت و استوار ميشد و آنها نيز آشكار و عيان جفا ميكردند و حق را از او سلب مينمودند ( به نظر نگارنده ( سينا ) اولى و اصح بجاى « لهم » اولى « له » است و گويا شعر بدين شكل وارد شده و مراد اينست كه رسول اكرم پيوسته حق على عليه السلام را آشكار ميساخت و مردم كينه توز نيز پيوسته آنحق را انكار مىنمودند ) مترجم .