الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

291

الغدير ( فارسي )

و از جملهء آنها : عبدى كوفى . از شعراى قرن دوّم است در قصيدهء بائيه بزرگ او كه از جملهء آن اين ابيات است : و كان عنها لهم في خمّ مزدجر لمّا رقى احمد الهادى على قتب و قال و الناس من دان اليه و من ثاو لديه و من مصغ و مرتقب قم يا علىّ فانى قد امرت بأن ابلغ النّاس و التبليغ اجدر بى انى نصبت عليا هاديا علما بعدى و إنّ عليا خير منتصب فبايعوك و كلّ باسط يده اليك من فوق قلب عنك منقلب ( 1 )

--> ( 1 ) و براى آنان در ( خم ) نسبت بامر ولايت انذار و تبليغى بود ، آنگاه كه پيامبر راهنما بر جهاز شتران بر آمد و در حالى كه بعضى به او نزديك و برخى در برابرش ايستاده و گوش بسخنان او فرا داده و منتظر سر انجام امر بودند بعلى عليه السلام فرمود : برخيز ، همانا به من امر شد كه بمردم ابلاغ كنم و اين كار مرا سزاوار و در خور است ، همانا من على را با سمت راهنما و نشانهء بعد از خود وا داشتم و همانا على بهترين كسى است كه به اين مقام منصوب شده است ، سپس همگان دست بيعت بسوى تو گشودند از روى دلى كه از تو منحرف و دگرگون بود . مترجم .