الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

277

الغدير ( فارسي )

شده ) بما بهره نمىدهند ! و در عين حال چنين ميپندارد كه من در روز قيامت توانا هستم ! ! حجاج گفت : آرى به خدا سوگند كسى كه دندان او مانند ( كوه ) احد است و ران او مانند كوه ورقان است و نشيمن گاه او مانند مدينه و ربذه است ، همانا چنين كسى در روز قيامت بزرگ و مقتدر است ! ! سوگند به خدا اگر تمام اهل زمين در كشتن عمار شركت نموده بودند همه داخل آتش ميشدند : [ زيادتى چاپ دوم : و اين داستان را ابن حجر در جلد 4 « اصابه » ص 151 ذكر نموده است ] . و در « استيعاب » - « حاشيه اصابه » جزء 4 ص 151 مذكور است كه : ابو الغاديه دوستدار عثمان بود و او كشندهء عمار است ، نامبرده هر وقت براى ورود بمجلس معاويه و غيره اذن ميطلبيد ، ميگفت : كشندهء عمار بر در است ، ! و هر وقت نسبت بداستان كشتن عمار از او سئوال ميشد ، چگونگى كشتن او را وصف ميكرد و باكى نداشت و در نزد اهل علم در داستان او شگفتى است ، زيرا همين مرد از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : بعد از من بازگشت بكفر نكنيد كه بعض از شما بعض ديگر را بكشد ، او اين سخن را از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله شنيده مع الوصف عمار را بقتل رسانيد ! ! و اين جهات من حيث المجموع حاكى و مشعر است از هدف مورد علاقه او در كشتن عمار و آگاهى و وقوف او بر آنچه پيغمبر گرامى و منزه صلى اللَّه عليه و آله دربارهء قاتل عمار فرموده ، و عدم خوددارى و بى پروائى او در كشتن عمار ، پس از اين غير از اينكه بالطبع اين مرد ( ابو الغاديه ) پيروى و همعقيده با پيشوايش معاويه بوده كه به محدثين فرمايش پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ، سخن نامبرده اش را ميگفت كه : تو پيرى احمق هستى و پيوسته حديث مينمائى در حالى كه در بول خود شستشو ميشوى ! ! و تو ( خوانندهء گرامى ) به مقصد اين سخن ( معاويه ) و مقدار علاقمندى گويندهء آن بسنّت نبويّه و پيروى او از آنچه كه از مصدر وحى الهى روايت شده داناترى ! و بامثال اين ( مبانى و معتقدات ) بوده اجتهاد ابو الغاديه در آنچه كه مرتكب شد و در آن ورطه اى كه افتاد ! ! و منتهاى آنچه ابن حزم درباره كشندگان عثمان معتقد است ، اينست كه :