الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
264
الغدير ( فارسي )
و ابن اثير در جلد 3 « كامل » صفحه 169 ، روايت نمودهاند . و يا با سخن ديگر آنحضرت : در كمين من نيست جز يك شقى . اين خبر را احمد باسنادش - بطوريكه در جلد 7 « البداية و النهايه » صفحه 324 مذكور است با دقت در طريق آورده و با سخن چهارم آن جناب باهل بيتش : به خدا سوگند دوست دارم شقى ترين امّت برانگيخته شود ؟ ابو حاتم و ملَّا در سيرهء خود بطوريكه در جلد 2 « رياض » صفحه 248 مذكور است ، اين خبر را با دقت در طريق آوردهاند ، و با سخن پنجم آنحضرت : چه چيز مانع است ، شقىترين شما را ؟ بطوريكه در جلد 3 « كامل » صفحه 168 و در جلد 6 « كنز العمال » صفحهء 12 از طريق عبد الرزّاق و ابن سعد ذكر شده . و با سخن ششم آن جناب : شقىترين امّت منتظر چيست ؟ بطوريكه در جلد 2 « الرياض » صفحهء 248 مذكور است ، محاملى با دقت در طريق آن را روايت كرده . ايكاش ميدانستم : كدام اجتهاد به اين نتيجه ميرسد كه قتل امام مفترض الطَّاعه واجب شود ؟ ! و كدام اجتهاد تجويز مىكند كه كشتن امام بجاى مهريّه نكاح ( 1 ) زنى خارجيه قرار داده شود كه شقىترين فرد قبيلهء مراد دلدادهء او شده ؟ و يا براى اجتهاد در برابر نصّ روشن و نمايان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله چه مجال و موقعيتى باقى است ؟ و اگر چنين فتح بابى بشود ، اجتهاد شامل كشتن همهء پيغمبران و خلفاء پيغمبران مىشود ؟ ! ولى ابن حزم ( با اين نظريهء سخيف خود كه در چنين مورد اجتهاد را مجوز قتل امام ميداند ) رضايت نميدهد كه كشندهء عمر و عثمان نيز مجتهد و معذور باشند ؟ ما نيز چنين نظرى نداريم . سپس ايكاش ميدانستم : كدام امّتى از امم اتفاق كرده در معذور داشتن عبد الرحمن بن ملجم در جنايتى كه مرتكب شد ؟ كاش ابن حزم ما را به آن امّت راهنمائى ميكرد ؟ ! زيرا امّت اسلامى داراى چنين عقيده سخيف نبوده و نيست ، مگر خوارج
--> ( 1 ) به جلد 1 « الامامة و السياسة » ص 134 ، و تاريخ طبرى جلد 6 ص 83 و مستدرك جلد 3 صفحه 143 و كامل جلد 3 ص 168 و البداية و النهاية جلد 7 ص 328 مراجعه فرمائيد .