الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

246

الغدير ( فارسي )

و در ص 221 ذكر شد كه : اين حديث متواتر است و سخن آنكه در صحت آن ترديد كرده قابل توجه نخواهد بود ، و صحت حديث مزبور از گروهى حاصل شده كه قطع بخبر آنها هست ، و در ص 216 از اصفهانى نقل شد كه : حديث مزبور صحيح است و هيچگونه علَّت ( و نقصى ) در آن به نظر نميرسد ، و اين حديث را حدود يكصد تن روايت نموده‌اند كه از جمله آنها ده نفرى هستند كه بشارت به بهشت يافته‌اند ، . . تا آخر سخنانى كه به تفصيل مذكور گشت . ليكن ( با همه اين كيفيّات ) از خلال عصبيّتها و پشت تپه‌ها كينه‌ها محصول شومى بدست آمده كه گروهى ( جفا پيشه و معاند ) را از ( شعاع فضيلت علوى ) بسوى ديگر كشانيده تا صفاى حق و حقيقت را تيره و كرد ساختند و آرامش و اطمينانى را ( كه در سايه ولايت مطلقهء الهيه ) وجود داشته باضطراب مبدل نمودند و با آهنگهاى ماجرا جويانه و جنجالهاى ناموزون در قبال يك حقيقت آشكار بمخالفت و بى انصافى گرائيدند ! ! در نتيجه ، آن يك - منكر صحت صدور حديث غدير خم شد ( 1 ) و علَّت انكار خود را مسافرت على عليه السّلام به يمن و نبودن او با پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در سفر حجة الوداع بيان داشت ! ! و آنديگرى منكر صحت صدر حديث ( 2 ) شد و گفت : بيشتر آنهائى كه داستان غدير خم را روايت نموده‌اند - صدر حديث را روايت نكرده‌اند ! سوّمى ذيل حديث را بضعف ( سند ) نسبت داد ( 3 ) و گفت : شكى نيست كه ذيل حديث عارى از حقيقت است ! چهارمى در اصل حديث نكوهش و طعن نمود و دعاء

--> ( 1 ) طحاوى و غيره آن را از بعض حكايت كرده و از آن جواب گوئى نموده‌اند ، چنان كه در صفحه 215 و 224 گذشت . ( 2 ) تفتازانى در كتاب خود « المقاصد » صفحهء 290 اين عنوان را نموده و بعض از متأخرين هم از او تقليد و تبعيت كرده‌اند . ( 3 ) ابن تيميه است در جلد 4 « منهاج السنه » صفحه 85 ( اشعار به اين مطلب واهى نموده ) .