الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

247

الغدير ( فارسي )

ملحق به آن را معتبر دانست ( 1 ) ! و گفت : غير از احمد ، جز قسمت اخير حديث را كه عبارتست از : « اللهم وال من والاه . . » الخ روايت ننموده ! ! ! تا آخر در حالى كه ( بر حسب مطالبى كه تفصيلا بيان شد ) دانستيد كه : تمام حديث مزبور متواتر است و عموم علماء حديث اتفاق بر صحت آن نموده‌اند و باعتبار تمام حديث ( در كلمات خود ) تصريح نموده‌اند و به بيهوده سرائىها و سخنان بى اساس و ماجراجويانه اهميت نداده‌اند ، و در نتيجه اجماع علماء اهل حديث ( بر صحت تمام حديث ) بر بيهوده سرايان سبقت گرفته و آنها را تعقيب كرده و ديگر پناهگاهى در وادى اعتبار براى آنها باقى نمانده ! . در زمينه انكار و ترديد بعضى از ( نادانان معاند ) يك بار گويد : علماء ما اين حديث را روايت نكرده‌اند ( 2 ) بار ديگر گويد : از طريق راويان ثقه صحت اين حديث تأييد نشده است ( 3 ) و برخى از متأخرين بتقليد از او گويد : محدثين مورد اعتماد و ثقه اين حديث را ذكر ننموده‌اند ( 4 ) و در عين حال خود اين گويندهء مقلَّد در موضع ديگر از كتابش قائل بتواتر آن مىشود ! و ما در قبال آن گروه پيشينه ساز و پيروان آنان جز با سلام روبرو نميشويم ، چنان كه خداى سبحان ما را به آن امر فرموده ( 5 ) . و من نمىدانم نارسائى نيروى دانش مانع آن گشته كه گويندهء بدوى ( اين ترّهات ) علماء هم كيش خود را بشناسد ؟ يا بر كتب صحيح و مسند وقوف حاصل نمايد ؟ . و يا اينكه او همه اين اعلام ( دانشمندان مشهور اهل سنت ) را ثقه و مورد اعتماد نميداند ؟ !

--> ( 1 ) محمد محسن كشميرى در « نجات المؤمنين » . ( 2 ) ابن حزم در : مفاضلهء بين صحابه بيان داشته . ( 3 ) ابن تيميه در جلد 4 « منهاج السنه » صفحه 86 اين مطلب را از ابن حزم نقل و حكايت نموده . ( 4 ) هروى سبط ميرزا مخدوم بن عبد الباقى در « السهام الثاقبه » . ( 5 ) خداى متعال در قرآن فرمايد : * ( وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً آيه 63 سوره فرقان .