الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

228

الغدير ( فارسي )

گويد : احمد آن را در مسند خود روايت نموده و كمترين مرتبهء اين حديث اينست كه - حسن - باشد ، بنابر اين سخن آنكه داير بقدح و ترديد نسبت بثبوت اين حديث ايراد شده و آن را بعنوان اينكه على در آنهنگام در يمن بوده است رد كرده در خور اعتنا و قابل توجه نيست ، زيرا به ثبوت رسيده كه آن جناب از يمن مراجعت و حج را با پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله درك نموده است ، و شايد سبب گفتار ترديد آميز اين گوينده اين بوده كه پنداشته است كه پيغمبر اين گفتار ( من كنت مولاه . . ) را هنگام عزيمت از مدينه به مكه و رسيدن به غدير خم فرموده است ! پس از اين مرحله سخن بعض از ارباب حديث داير باينكه زيادتى جمله : « اللهمّ وال من والاه . . » ساختگى است مردود است ، چه آنكه اين زيادتى از طرقى روايت شده كه بسيارى از آن طرق را ذهبى به صحت پذيرفته است . 26 - زين الدين مناوى شافعى ، متوفاى 1031 در ج 6 « فيض القدير » صفحهء 218 گويد : ابن حجر گفته كه ( حديث غدير ) حديثى است كه از طرق بسيار زيادى روايت شده و ابن عقده تمام طرق آن را در كتاب جداگانه اى جمع نموده كه بعض از آن طرق صحيح و بعض ديگر حسن است ، و در بعض از طرق مذكوره تصريح نموده كه اين ( يعنى سخنان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله دربارهء على عليه السّلام ) در روز غدير خم وقوع يافته ، و بزار ( 1 ) در روايت خود اين زيادتى را ( در دنبال سخنان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) روايت نموده كه فرمود : « اللَّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و احبّ من احبّه ، و ابغض من ابغضه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله » . و چون ابو بكر و عمر اين سخنان ( پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) را شنيدند ، طبق روايتى

--> ( 1 ) نسبت روايت اين زيادتى تنها به بزار ناروا و بر خلاف حق و واقع است ! چه آنكه دسته جات بسيارى از حفاظ نيز اين زيادتى را روايت نموده‌اند چنان كه ( در روايات گذشته ) شما را واقف و آگاه نموديم .