الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
219
الغدير ( فارسي )
انت منى بمنزلة هارون من موسى و لكن لا نبى بعدى ( 1 ) و در غدير خم بعد از حجّة الوداع در حالى كه شانه او را گرفته بود در حضور گروهى از مهاجر و انصار فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . و اين حديثى است كه همگان بصحّت آن اتفاق دارند ، بنابر اين ، على عليه السلام سرور اولياء شد و قلب او بر قلب محمّد عليه التحيّة و السلام بود ، و به همين راز ، سرور صدّيقين يار غار پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ابو بكر اشاره نموده ، در آنهنگام كه ابى عبيدة ابن جراح را بسوى على عليه السّلام براى حضور در نزد خود فرستاد و گفت : اى ابا عبيده تو امين اين امّت هستى ، من تو را بسوى كسى ميفرستم كه با آنكه ديروز او را از دست داديم ( يعنى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) هم مرتبه است ، و بنابر اين سزاوار و شايسته است كه در نزد او با ادب نيكو سخن بگوئى تا پايان گفتار طولانى او . 14 - شمس الدين ذهبى شافعى ، متوفاى 748 ، چنان كه در مقدمه ج 1 ص 146 گذشت نامبرده كتاب جداگانه اى در موضوع داستان غدير تشكيل داده و در « تلخيص المستدرك » حديث مزبور را بطرق مختلف ذكر نموده و تعدادى از طرق آن را صحيح اعلام كرده و اين گفتار او خواهد آمد كه گفته : صدر حديث متواتر است و من يقين دارم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آن را ( مراد جمله : من كنت مولاه . . . است ) فرموده ، اما ، جملهء « اللهمّ وال من والاه » زيادتى است كه در عين حال اسناد آن قوى است و گروهى از اعلام محدثين اعتماد به صحت آن نمودهاند چنان كه بكلمات بعض از آنها قريبا واقف خواهيد شد . 15 - حافظ ، عماد الدين ابن كثير شافعى دمشقى ، متوفاى 774 در جلد 5 تاريخش در ص 209 از سنن حافظ نسائى از محمّد بن مثنّى از يحيى بن حمّاد از ابى عوانه از اعمش ( سليمان ) از حبيب بن ثابت از ابى الطفيل از زيد بن ارقم بلفظى
--> ( 1 ) يعنى ( يا على ) تو از من بمنزلهء هارونى از موسى ولى پيغمبرى بعد از من نخواهد بود .