الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
211
الغدير ( فارسي )
و گوشهء آن را از پشت سرش افكند ، و اين روايت را علامهء زرقانى در جلد 5 « شرح المواهب » ص 10 ذكر نموده . و شيخ الاسلام حموينى در باب دوازدهم از « فرايد السمطين » از طريق احمد بن منبع باسناديكه عده اى از حفّاظ و ارباب دقت نظر در آن هستند از ابى راشد از على عليه السّلام روايت نموده كه گفت : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : همانا خداى عز و جل مرا در بدر و حنين بفرشتگانى يارى فرمود كه چنين عمامه اى بر سر داشتند ، و اين ( عمامه ) سدّ و حائلى است بين مسلمين و مشركين ، اين سخن را پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله هنگامى بعلى عليه السّلام فرمود كه در روز غدير عمامه بر سر آن جناب نهاد و طرفى از آن را بدوش آن جناب افكند ، و باسناد ديگرى از طريق حافظ ابى سعيد شاشى ( شرح حال او در جلد 1 ص 170 گذشت ) روايت كرده كه : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله عمامه خود ( موسوم به سحاب ) را بر سر على بن ابى طالب عليه السّلام نهاد و دو طرف آن را از جلو و عقب او افكند ، سپس فرمود : رو به من كن ، آنحضرت رو نمود ، بعد فرمود پشت به من كن ، آنحضرت پشت نمود ، سپس فرمود : فرشتگان به نزد من چنين آمدند . اين روايت را به همين لفظ ، جمال الدين زرندى حنفى در ( نظم درر السمطين ) و جمال الدين شيرازى ، در اربعين خود ، و شهاب الدين احمد ، در توضيح الدلايل روايت نموده و اين جمله را افزودهاند : سپس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : من كنت مولاه ، فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله . و حموينى باسناد ديگر از طريق حافظ ابى عبد الرحمن ابن عايشه از على عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم عمامه اى بر سر من نهاد و حاشيه آن را بر شانهام افكند و فرمود : همانا خداوند در روز بدر و حنين مرا يارى كرد بفرشتگانى كه چنين عمامه بر سر داشتند ، و به همين لفظ