الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 77
الغدير ( فارسي )
( ترجمهء قصيدهء بالا ) در جهان ادب و علم فروغى تابيد زينت و فرّ و شكوه از اثرش گشت پديد تا شد آن نور عيان از افق عزّ و جلال بحقيقت بره راست صفائى بخشيد آرى . اين نور : ز انديشهء حق است عيان وين بود موهبت از جانب خلَّاق مجيد بر سر لوح حقيقت بود او طغرائى كه نشان ميدهد از حسن عقيدت جاويد اى امين حق ، اى آينهء صدق و صفا گوش جان آيت حق را ز بيان تو شنيد هم بدنبال تو و فكر متين تو بود امّتى كز اثر تفرقه بس رنج بديد اين « غدير » تو كه آميخته با رأى صواب باز لالش بشفاى جگر تشنه رسيد رتبهء نطق و بيان از قلمت گشت فزون اى نويسندهء صاحب قلم ، اى مرد رشيد فكر بكر تو باوهام خط باطله زد پرده از چهرهء تابان حقايق برچيد اثرى كز تو بطومار زمان بر جا ماند جاودانى است بهر دور كه گردد تجديد فصحا و بلغا را بشگفتى آورد ! اين بيان كز چو تو صاحب قلمى شيوا ديد