الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 75
الغدير ( فارسي )
( ترجمهء منظوم قصيدهء بالا ) عبد الحسين ، ايكه نمودى « غدير » را با عزم جمع عزم فزون از بيان ما كردى تو بررسى همه آثار راويان با ذوق اهل دانش و عرفان از كيا با ديدههاى نافذ خود آنچه بد صحيح كردى زنا صحيح و ز غلّ و ز غش جدا محصول جدّ و جهد تو موفور و مستزيد شد جايگاه مجد و كرامت تو را روا فصل الخطاب گشت بمنطق « غدير » تو هم گمرهان تيره روانرا است رهنما بادت مبارك آنكه ز حق بانگ حق زدى گشتى تو از لسان هدايت سخن سرا بر جستجو و كاوش آثار عارفى تشخيص داده اى حق و بادت ز حق جزا بعد از « غدير » و آنچه در آن هست بيگمان نبود عجب ! ستمگرى ار گشت منكرا نبود شگفتى ار كه بانكار تن دهند و ز وجد بر جهند بآهنگ ناروا ! عبد الحسين ، ايكه « امين » شد تو را لقب بادت بشارت اين اثر نور گسترا پاداش تو رسد ز امام هدى « على عليه السّلام » در ظلّ واسعش دهدت در بهشت جا