الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 70
الغدير ( فارسي )
( ترجمه منظومهء بالا ) ياران على بدند بسيار در حفظ وصى بسى وفادار شمشير زدند در ره او كردند نثار ، مال بسيار ليكن سه تن از گروه ياران از خود بنهادهاند آثار زانها است يكى ( فرزدق ) ، آنكو اندر حرم خداى قهّار در يارى و مدح پيشوايان انديشه نكرد از ستمكار ( اقساسى ) هاشمى دوم كس كو گشته بفضل نامبردار از او اثريست جاودانى در مدح و ثناى فخر ابرار سوم بجهان ( ابو فراس ) است كز ( شافيه ) اش بود نمودار اينها همه از گروه پيشين بودند ز نخبههاى انصار اكنون ز چهارمين بگويم كوهست بر اين گروه سالار آنان چو ستارگان فضلند وين مهر ، به آسمان افكار او هست « امينى » آنكه بنمود بس نكته به « الغدير » اظهار مجموعهء بىنظير و مانند عارى ز خطا و وهم و پندار كس نيست كه آورد نظيرش دارند همه بعجز اقرار بر دوست چو كوثر گوارا امّا بعدو ، تفى ، شرر بار باغى است پر از ثمر كه باشد نزديك براى چيدن اثمار اى آيت دانش و كرامت وى صاحب فكر و طبع سرشار پوشيده بدانچه راز ، كردى از چهرهء آن تو كشف استار كردى تو بسى تحمل رنج كوشش بنمودى اندر اين كار تا راه ترقى و فضيلت كردى تو براى خلق هموار با نيروى حيدرى رهاندى ما را ز كف عدوى مكَّار از ما بپذير اين ستايش اى صاحب الغدير و هشدار