الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 32
الغدير ( فارسي )
آنچه براى امت اسلامى حايز اهميت است ، در اين كتاب گردآورى شده ، از احياء و تجديد حقوق و شخصيت قديم و بر افراختن مبانى عظمت گذشته و تفوق سخن حق و بر افراشتن پرچم قرآن و كاوش در بدست آوردن مفاخر و آثار گرانبهائى كه در طى تاريخ براى اين امت ذخيره گشته آنچنان آثار و مفاخرى كه در پيشرفت امت اسلامى و استوارى مبناى انديشههاى پسنديده و عقول دخالت داشته . . . دهم - نامه ايست اديبانه و حساس از طرف محقق بزرگوار آقاى شيخ محمد سعيد عرفى كه از نخبهء علماء و مشاهير سوريه است و در راه مبارزات سياسى رنجها و شكنجهها و تبعيدها ديده ، نامبرده داراى تأليفات متعدد در فنون و موضوعات مختلفه فلسفى . دينى . اخلاقى است - نامه معظم له در مجلد ششم « الغدير » درج شده و اينك جزئى از آن در اينجا نقل و ترجمه مىشود : . لا ريب بان كثيرا من فطاحل العلمآء لم يدونوا افكارهم و لم ينشروا بين الناس ما تشتمل عليه آرائهم و ما هى عليه من نظام و عمل ينبغى ان يتأسّى به كل واحد : و لكن الاستاد الامينى الحجة قد منحه اللَّه فضلا واسعا حتى استطاع ان يبيّن ما يجيش به صدره من حقايق ناصعة و افكار جميلة و جليلة : يعنى : شكى نيست در اينكه بسيارى از بزرگان از علما نتيجه مطالعات و اصول نظريات و امورى را كه برنامه عملى براى عموم محسوب شود آنطور منتشر نساختند كه براى هر كسى در خور تبعيت و تأسى باشد ، و بعبارة ديگر اغلب آثار منتشره از طرف علماء مخصوص گروه خاص و پسند افراد معدودى بوده . . ولى . استاد معظم ( امينى ) در اثر وسعت دامنه فكر و فضيلت روحى ( كه موهبت الهيه ايست كه به او عطاء شده ) توانسته است از منبع جوشان سينه خود ( در اثر همان افاضات الهيه ) حقايقى تابان و انديشه هائى بزرگ و فروزان بروز دهد كه مورد توجه و قبول عموم خردمندان قرار گيرد . . يازدهم - نامه و مقاله ايست از طرف استاد عاليقدر و دانشمند گرانمايه آقاى عبد الفتاح - عبد المقصود مصرى مؤلف كتاب ( الامام على عليه السّلام ) كه در چهار