الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

78

الغدير ( فارسي )

خدا و رسولش - اين سئوال و جواب سه بار تكرار شد . سپس دست على عليه السّلام را گرفت و او را به پا داشت و فرمود : هر كس كه خدا و رسولش وليّ او است . پس اين ( على عليه السّلام ) ولىّ او است . بار خدا يا دوست دار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد : و در ص 18 اين حديث را از عامر بن سعد از او روايت نموده و ( در طريق ديگر ) از ابن عيينه از عايشه بنت سعد از او . و اين حديث را عبد اللَّه ابن احمد بن حنبل ( بطوريكه در « العمده » ص 48 مذكور است ) باسناد از عبد اللَّه بن صقر در سال 299 روايت نموده و گفته كه يعقوب ابن حمدان بن كاسب براى ما بيان نمود از ابن ابى نجيح از پدرش ، و ربيعهء جرشى از سعد و حافظ بزرگ محمّد بن ماجه در جلد 1 « سنن » ص 30 باسنادش از عبد الرحمن بن سابط با ذكر سند روايت نموده از سعد كه گفت : هنگامى كه معاويه از يكى از سفرهاى حج خود آمده بود سعد بر او داخل شد . در آن مجلس نسبت بعلى عليه السّلام زبان بطعن و بدى گشودند و معاويه نيز كلماتى گفت ، سعد در خشم آمد و گفت : اين سخنان ناروا را دربارهء مردى ميگوئى كه من از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دربارهء او شنيدم كه ميفرمود : هر كس كه من مولاى اويم على عليه السّلام مولاى او است . و شنيدم كه به او ( على عليه السّلام ) ميفرمود . تو براى من بمنزلهء هارون هستى براى موسى جز اينكه بعد از من پيغمبرى نيست . و شنيدم كه فرمود : امروز رايت جنگ را به مردى ميسپارم كه خدا و رسول او را دوست دارند ؟ ؟ ! و حافظ حاكم در جلد 3 « مستدرك » ص 116 از ابى زكريا يحى بن محمّد عنبرى از إبراهيم بن ابى طالب از على بن منذر - از ابى فضيل از مسلم ملائى از خيثمة بن عبد الرحمن از سعد روايت نموده كه مردى به او گفت : همانا على بن ابى طالب تو را نكوهش نمود براى اينكه از او تخلف نمودى . پس سعد گفت : به خدا قسم اين ( تخلَّف از على ) رأى من بود كه بخطا پيش گرفتم . همانا به على بن ابى طالب عليه السّلام سه امتياز داده شده است كه اگر يكى از آنها به من عطا شده بود براى من از دنيا و