الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

79

الغدير ( فارسي )

آنچه كه در دنيا است محبوبتر بود ! ! بطور تحقق رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله روز غدير خم پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : آيا ميدانيد كه من باهل ايمان اولى و سزاوارترم ؟ ! گفتيم . آرى . فرمود : بار خدايا هر كس من مولاى اويم على عليه السّلام مولاى او است ، دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد . و على عليه السّلام در روز خيبر نزد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله آورده شد در حالى كه چشمان او به علت بيمارى نميديد و درد چشم خود را برسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عرضه داشت . پس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آب دهان خود را در چشمهاى او ريخت و دربارهء او دعا فرمود . از بركت دعاى آنحضرت تا هنگام شهادتش ديگر مبتلا بعارضهء چشم نگشت و خيبر با نيروى او گشوده و فتح گرديد و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عموى خود عبّاس و جز او را از مسجد خارج فرمود . پس عباس به او گفت ما را اخراج ميفرمائى در صورتى كه وابسته و قبيلهء تو هستيم و على را در مسجد باقى ميگذارى ؟ ! فرمود اخراج شماها و باقى گذاردن او در مسجد بميل و ارادهء شخص من نبوده و بلكه بر حسب امر الهى اين كار انجام يافت . و حافظ ابو نعيم در جلد 4 « حلية الاولياء » ص 356 باسنادش از شعبه از حكم از ابن ابى ليلى از سعد ابن ابى وقاص روايت نموده كه گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در بارهء على ابن ابى طالب عليه السّلام سه موهبت و امتياز اعطا فرمود ( اوّل ) البته رايت لشكر را فردا به مردى مىدهم كه خدا و رسول را دوست دارد ( دوم ) داستان مرغ بريان ( سوم ) حديث غدير خم . و حافظ ابن عقده در « حديث الولايه » باسنادش از سعيد بن مسيب از سعد ( 1 ) و حافظ ابو محمّد عاصمى در « زين الفتى » از طريق ابن عقده حديث غدير را از نامبرده ( سعد ) روايت نموده‌اند كه عين لفظ آن در حديث تهنيه خواهد آمد . و حافظ طحاوى حنفى در جلد 2 « مشكل الاثار » ص 309 باسنادش از مصعب

--> ( 1 ) حافظ عاصمى و علامه حلى در اجازهء بزرگش آن را از او نقل نموده‌اند .