الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
77
الغدير ( فارسي )
* ( حرف - س - ) * 46 - ابو اسحق سعد بن ابى وقاص ( درگذشت او در يكى از سالهاى 54 ر 55 ر 56 ر 58 ذكر شده ) و حافظ نسائى در خصايص خود ص 3 باسنادش از مهاجر بن مسمار ابن سلمه از عايشه بنت سعد با ذكر سند روايت نموده گفت : از پدرم شنيدم گفت : شنيدم رسول خدا در روز جحفه كه دست على عليه السّلام را گرفت و خطبه مشتمل بر حمد و ثناى خداوند ايراد و سپس فرمود : اى مردم : من وليّ شما هستم ؟ همگى گفتند : راست فرمودى يا رسول اللَّه ، سپس دست على را كه گرفته بود بلند كرده و فرمود : اين ولىّ من است . اين ولىّ من است و از طرف من ادا مىكند و من دوستم با كسى كه او را دوست باشد و دشمن هستم با كسى كه او را دشمن باشد . و در خصايص ص 4 باسنادش از عبد الرحمن ابن سابط از سعد آورده كه گفت : در ميان جمعى نشسته بودم كه على عليه السّلام را نكوهش كردند . به آنها گفتم بتحقيق از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سه خصلت و امتياز براى على بن ابى طالب عليه السّلام شنيدم كه اگر يكى از آن خصلتها براى من مىبود نزد من محبوبتر بود از شتران سرخ مو ! شنيدم كه ميفرمود : همانا على براى من بمنزلهء هرون است براى موسى جز اينكه پس از من پيغمبرى نخواهد بود . و شنيدم كه فرمود : البته فردا رايت لشكر اسلام را به كسى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند . و شنيدم كه ميفرمود : هر كس كه من مولاى اويم پس على عليه السّلام مولاى او است . و در خصايص ص 18 و در چاپ ديگر آن ص 25 باسناد مهاجر بن مسمار آورده كه گفت : عايشه بنت سعد از سعد نقل كرد كه گفت : با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بوديم در راه مكَّه در حالى كه متوجه آنجا بود ( 1 ) پس چون به غدير خم رسيد در آنجا براى مردم توقف نمود تا آنها كه عقب مانده بودند رسيدند و آنان كه گذشته بودند بازگشت داده شدند . همين كه همه آن گروه گرد آمدند خطاب به آنان فرمود : اى مردم ولىّ شما ( آنكه از روى صلاحيت عهده دار جميع امور شما است ) كيست ؟ گفتند .
--> ( 1 ) در نسخههاى كتاب چنين نگاشته و صحيح اينست ( در حالى كه متوجه مدينه بود )