الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 13

الغدير ( فارسي )

( ارمغان ) براى اهداء اين كتاب خود كسى را سزاوارتر از صاحب اصلى آن نيافتم . پرچمدار ولايت . عظمى امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه . اى صاحب ولايت . اى آقاى امّت . اى پدر امامان و پيشوايان ( يا أيّها العزيز مسّنا و أهلنا الضرّ و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الكيل و تصدّق علينا انّ اللَّه يجزى المتصدقين ( 1 ) ) . اين كتاب خود را بعنوان يك سرمايهء ناچيز و نمودارى از دوستى بىشائبهء خود به پيشگاه مقدّس تو اهداء ميكنم با پذيرش آن بر من بزرگوارى فرما و مشمول عنايت و احسان بىكران خود قرار ده و بپاس اين خدمت به من نيكى فرما همانا خداى نيكوكاران را دوست ميدارد . عبد الحسين احمد امينى

--> ( 1 ) آية 88 از سورهء يوسف است حكايت از برادران حضرت يوسف نموده كه پس از بار يافتن دربار برادر خود ( حضرت يوسف عليه السّلام ) كه در آنوقت بر سرير پادشاهى مصر مستقر شده بود چنين گفتند : اى پادشاه بىمانند رنج و محنت بما و خاندان ما روى آورد و اكنون سرمايه ناچيزى آورده‌ايم . استدعا داريم ناچيزى سرمايهء ما را ناديده انكار وكيل ما را ( وسيلهء ارتزاق و ادامهء حيات ما را ) كامل عنايت فرما و بر ما ببخش و نيكى فرما . همانا خداى نيكوكاران و بخشندگان را پاداش عنايت ميفرمايد .