السيد محمد حسين الطهراني

36

امام شناسى (فارسى)

روايات همهء آنها گمراه بوده و از آن به بعد بزرگان از اصحاب و علماء روايات آنها را در رديف روايات شيعه معتبر نمىشمارند . بارى در آخر كتاب « مدارك الاحكام » كه از كتب نفيسهء فقهيّه است در ضمن بيست خبرى كه متضمّن فوائدى است مىگويد : شانزدهم ، خبرى است صحيح كه كلينى از ابو عبيدهء حذّاء ، و زراره و هر دو نفر آنها از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السّلام روايت كرده‌اند كه چون حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام شهيد شدند محمّد ابن حنفيّه كه فرزند امير المؤمنين بود فرستاد نزد حضرت سجّاد زين العابدين علىّ ابن الحسين و با آن حضرت در مجلسى خلوت كرد و گفت : اى فرزند برادر من مىدانى كه رسول خدا بعد از خود به امير المؤمنين وصيّت كرد و سپس به امام حسن و پس از آن به امام حسين عليه السّلام ، و پدر تو عليه السّلام كشته شده و وصيّتى نكرده است و من عموى تو هستم و همطراز با پدر تو و من فرزند علىّ هستم و من با اين سنّ و سابقه‌اى كه دارم از تو كه نوجوانى ، به امر امامت سزاوارترم ، بنابراين در امر وصيّت و امامت با من نزاع مكن و احتجاج منما . حضرت سجّاد عليه السّلام فرمود : يا عمّ اتّق اللّه و لا تدّع ما ليس لك بحقّ ، انّى اعظك ان تكون من الجاهلين . « اى عمو جان از خدا بپرهيز و دنبال مقامى كه شايستهء تو نيست مرو ، من به تو پند و اندرز مىدهم كه مبادا از جاهلين باشى » . پدر من قبل از آنكه متوجّه به سوى عراق شود به من وصيّت كرد ، و در امر امامت از من پيمان گرفت قبل از يك ساعت كه در كربلا كشته شود ، و اينك اسلحهء رسول خدا كه علامت امامت است در نزد من است متعرّض اين مقام مشو مىترسم كه بدين سبب عمرت كوتاه و حالت تباه گردد . خداوند تعالى امامت را در اولاد حضرت حسين قرار داده است ، و اگر مىخواهى يقين پيدا كنى بيا با هم برويم نزد حجرالاسود و او را حكم قرار داده و از او سؤال كنيم . حضرت باقر فرمودند : اين كلام بين آنها در مكّه واقع شد . پس هر دو آمدند به سوى حجرالاسود ، حضرت سجّاد عليه السّلام به محمّد ابن حنفيّه گفتند : ابتدا كن به تضرّع و ابتهال به سوى خداوند و بخواه كه حجرالاسود را براى توبه گفتار درآورد و سپس از حجرالاسود سؤال كن . محمّد ابن حنفيّه ابتهال و تضرّع كرد و از خدا خواست و سپس از حجر سؤال كرد و پاسخى نشنيد . حضرت سجّاد فرمود : اى عمو جان اگر تو امام و وصى بودى هر آينه