السيد محمد حسين الطهراني

23

امام شناسى (فارسى)

بن ملجم المرادىّ فردّه مرّتين ، ثمّ قال : ما يحبس اشقاها ؟ ! فو اللّه ليخضبنّ هذه من هذه ، ثمّ تمثّل : اشدد حيازيمك للمو * ت فانّ الموت لاقيك و لا تجزع من القت * ل اذا حلّ بواديك « 1 » گويد : « على عليه السّلام تمام مردم را براى بيعت جمع نمود ، عبد الرّحمن بن ملجم مرادى آمد كه بيعت كند ، دو مرتبه حضرت او را ردّ كرد و سپس فرمود : چه چيز جلوگير و مانع شقىترين امّت مىشود ، سوگند به خدا كه ابن ملجم محاسن مرا از خون سرم خضاب مىكند . و بعدا تمثّل جست به اين شعر : كمربند خود را براى مرگ محكم كن چون مرگ به تو خواهد رسيد ، و از مرگ جزع و فزع نكن زمانى كه در آستان تو فرود آيد » . و سپس گويد عثمان بن مغيره گفت كه : لمّا دخل شهر رمضان جعل علىّ يتعشّى ليلة عند الحسن ، و ليلة عند الحسين ، و ليلة عند عبد اللّه بن جعفر لا يزيد على ثلاث لقم ، و يقول : يأتى امر اللّه و انا خميص ، و انّما هى ليلة او ليلتان « 2 » . « چون ماه رمضان داخل شد امير المؤمنين يك شب در نزد امام حسن و يك شب در نزد امام حسين و يك شب در نزد عبد اللّه بن جعفر بود و زياده از سه لقمه ميل نمىفرمود و مىفرمود : امر خدا مىرسد و من بايد در آن حال گرسنه باشم ، يكى دو شب بيشتر نمانده است » . و سپس گويد : خرج علىّ لصلاة الفجر فاستقبله الاوزّ يصحن فى وجهه ، قال : فجعلنا نطردهنّ عنه ، فقال : دعوهنّ فانّهنّ نوائح ، و خرج فاصيب . و هذا يدلّ على انّه علم السّنة و الشّهر و اللّيلة الّتى يقتل فيها ، و اللّه اعلم « 2 » . « امير المؤمنين براى نماز صبح از منزل بيرون شد مرغابيان در مواجهه با على به صيحه درآمدند . كثير كه راوى اين حديث است مىگويد : ما شروع كرديم كه مرغابيان را از آن حضرت دور كنيم ، فرمود : آنها را به حال خود گذاريد ، آنها نوحه

--> ( 1 ) « اسد الغابة » ج 4 ص 35 . ( 2 ) همان كتاب ص 36 ، و نيز بعضى از جملات فوق در دو مقام در « الصواعق المحرقة » ص 80 ذكر شده است .