السيد محمد حسين الطهراني

183

امام شناسى (فارسى)

جدّ ماست سوگند كه ما اهل بيت پيغمبريم . شيخ شروع كرد به گريه كردن ، و عمامهء خود را به زمين زد و سر خود را به آسمان نموده گفت : بار پروردگارا ما بيزاريم از دشمنان آل محمّد عليهم السّلام چه از جن باشند و چه از انس ، و به حضرت عرض كرد : آيا من راهى به سوى توبه دارم و توبهء من قبول است ؟ حضرت فرمودند : بلى اگر تو به خدا بازگشت كنى خدا نيز به تو نظر عنايت و رحمت خواهد نمود و با ما خواهى بود . شيخ گفت : خدايا من توبه كردم . چون اين داستان را براى يزيد حكايت كردند دستور قتل او را صادر كرد و او را كشتند » . بارى اين قضيّه را به همين تفصيل خوارزمى در « مقتل » با مختصر اختلافى در لفظ نقل مىكند « 1 » . و طبرى « 2 » در تفسير آيه تطهير و ابن كثير « 3 » در تفسير اين آيه فقط همان استشهاد حضرت سجّاد را به آيه تطهير براى آن پيرمرد شامى ذكر كرده‌اند . و نيز آلوسى « 4 » و سيّد شرف الدّين « 5 » فقرهء استشهاد حضرت به آيه مودّت ( قل لا أسألكم عليه اجرا الّا المودّة فى القربى ) را براى شيخ شامى نقل مىكنند ، و سيّد شرف الدّين از طبرانى و كتاب « الصواعق المحرقة » نقل مىكند . هفتم - استشهاد حضرت زينب عليها السّلام در مجلس ابن زياد به آيه تطهير . چون اسيران آل محمّد عليهم السّلام را داخل در مجلس عبيد اللّه بن زياد كردند و حضرت زينب عليها السّلام را به او معرفى كردند گفت : الحمد للّه الّذى فضحكم و قتلكم و اكذب احدوثتكم ، فقالت زينب : الحمد للّه الّذى اكرمنا بنبيّه محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم و طهّرنا من الرّجس تطهيرا ، انّما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا ، و الحمد للّه « 6 » . « عبيد اللّه بن زياد گفت : حمد خدائى را كه شما را كشت و رسوا كرد و ادّعاى باطل و دروغ شما را بر ملا ساخت . حضرت زينب عليها السّلام فرمود : حمد خدائى را كه ما را به پيغمبرش محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم گرامى داشت و از هر رجس و ناپاكى

--> ( 1 ) « مقتل » خوارزمى طبع نجف ج 2 ص 61 . ( 2 ) « تفسير طبرى » ج 22 ص 7 . ( 3 ) « تفسير ابن كثير » ج 3 ص 486 . ( 4 ) « روح المعانى » ج 25 ص 31 . ( 5 ) « الفصول المهمّة » طبع پنجم ص 221 . ( 6 ) « ارشاد » مفيد ص 265 ، و « جلاء العيون » شبّر ج 2 ص 241 .