السيد محمد حسين الطهراني
172
امام شناسى (فارسى)
غدير خمّ دست او را گرفته باشد و گفته باشد : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه غير از من ؟ گفتند : نه . فرمود : شما را به خدا سوگند آيا در ميان شما كسى هست كه سه سهم نصيب او باشد : يك سهم به جهت قرابت رسول خدا و يك سهم به جهت اختصاص به رسول خدا و يك سهم به جهت هجرت ، غير از من ؟ گفتند : نه . فرمود : شما را به خدا سوگند آيا در ميان شما كسى هست كه خدا و رسول خدا در خانهء او را به مسجد باز گذاردند آن وقتى كه همهء درها را بستند غير از من ؟ تا جائى كه عموى من برخاست و گفت : يا رسول اللّه دستور فرمودى همهء درها را ببندند امّا در على را باز گذاردى ؟ ! حضرت رسول فرمود : سوگند به خدا من على را در مسجد جا و مقام ندادم ، خدا او را مقام داد و شما را خارج كرد ؟ همه گفتند : اى على راست مىگوئى . حضرت فرمود : بار پروردگارا شاهد باش ، و خداوند شاهد كافى است » « 1 » . سوّم - استشهاد حضرت فاطمهء زهراء به آيه تطهير راجع به فدك . سليم بن قيس گويد : من به مسجد پيغمبر رفتم و در آنجا حلقهاى از مردم نشسته بودند كه آنها همه هاشمى بودند غير از سلمان و ابو ذر و مقداد و محمّد بن ابو بكر و عمر بن ابى سلمه و قيس بن سعد بن عباده . عبّاس به امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد : مىدانى به چه علّت عمر از جميع كارگردانان و عمّالش در شهرها غرامت گرفت و حقوق آنها را كم كرد مگر قنفذ را ؟ حضرت نگاهى به اطراف كرد و اشك در چشمانش حلقه زد و سپس فرمود : به علّت آنكه قنفذ با تازيانه چنان ضربهاى بر بازوى زهرا وارد آورد كه تا زمان مرگ زهراء آثار آن تازيانه مانند دمل متورّم بود ، و پس از آن مىفرمايد : عجب است از اين امّت كه محبّت اين مرد و رفيقش را در دل دارند و در مقابل تمام كارهاى او سر تسليم فرود مىآورند . اگر عمّال و كاركنان او خائن بودند و اين مال را به خيانت تصرّف كردند بر او جايز نبود كه مقدارى از آن را در دست آنها باقى گذارد چون مال ، فىء و حقّ مسلمانان است و جايز
--> ( 1 ) « غاية المرام » ص 292 حديث چهل و يكم و ص 642 حديث بيست و هفتم . و نيز حضرت امير المؤمنين عليه السّلام استشهاد ديگرى به آيه تطهير در ضمن هفتاد منقبت خود بيان مىفرمايد و در « غاية المرام » ص 295 به عنوان حديث دوازدهم آمده است .