السيد محمد حسين الطهراني

173

امام شناسى (فارسى)

نبود كه نصفش را بگيرد و نصفش را در دست آنان بگذارد ، و اگر كاركنان و مأمورين او خائن نبودند حقّ نداشت كه از اموال آنها چيزى بگيرد نه كم و نه زياد . اين مرد نصف اموال آنان را گرفت بدون حجّت شرعى ، اگر فرضا مال در دست آنان خيانت هم بود چون ظاهرا در يد آنها و در تصرّف آنها بود ، بدون قيام بيّنه و گواهى شهود جايز نبود از دست آنان بربايد . و عجيب‌تر آنكه پس از اين عمل باز تمام عمّال و كاركنان را به پست‌هاى خودشان اعاده داد و آنها را منصوب نمود در حالى كه اگر خيانتى از آنها سر زده بود ديگر جايز نبود آنها را به كار خود منصوب كند . آنگاه امير المؤمنين از حوادثى كه به دست او پديد آمد و تغييراتى كه او در سنّت پيغمبر اكرم داد بيان مىفرمايد تا مىرسد به داستان فدك كه فاطمه عليها السّلام در آن وقتى كه مىخواستند فدك را از او بگيرند گفت : مگر فدك در دست من نيست و من صاحب يد نيستم و وكيل من در فدك نيست و من در حيات رسول خدا از غلّهء آن استفاده نمىكردم ؟ آن دو نفر گفتند : بلى ، فاطمه گفت : پس چرا در ملكيّت فدك از من بيّنه مىخواهيد و بر چيزى كه در دست من است گواه مىطلبيد ؟ گفتند : چون مال مسلمين است اگر بيّنه و شاهد بياورى ، از آن توست و گرنه ما آن را به تو نخواهيم داد . فاطمه در حالى كه همهء مردم در اطراف او بوده و گوش مىدادند گفت : شما مىخواهيد عمل پيغمبر را با كردار خود نسخ و باطل كنيد و در ميان ما اهل بيت حكمى بر خلاف حكم ساير مسلمين بنمائيد ، اى مردم گوش فرا داريد و اعمال و بدعت‌هاى آنان را نظر كنيد . سپس به آن دو گفت : بگوئيد : اگر من ادّعا كنم كه آنچه در تحت تصرّف مسلمانان است و اموالى كه از آن آنهاست ملك من است شما از من گواه مىخواهيد يا از آنان ؟ گفتند : البتّه از تو گواه مىخواهيم ( چون در تصرّف تو نيست ) فاطمه گفت : اگر تمام مسلمانان ادّعا كنند كه آنچه در تصرّف من است مال آنهاست شما از من گواه مىخواهيد يا از آنان ؟ در اين حال ( كه حجّت فاطمه قاطع شد و از جواب فرو ماندند ) عمر به غضب در آمد و گفت : اين مال مال مسلمانان است و زمين مسلمانان است منتهى در دست فاطمه بوده و از غلّه‌اش بهره‌مند مىشده است اگر فاطمه اقامهء بيّنه كند و گواه آورد بر مدّعاى خود و بر آنكه رسول خدا اين مال را به او بخشيده در حالى كه فىء و مال مسلمانان بوده است ما در آن نظرى خواهيم نمود . فاطمه گفت : كافى است سخن ، شما را به خدا سوگند آيا نشنيديد كه رسول خدا