السيد محمد حسين الطهراني
166
امام شناسى (فارسى)
و همچنين شيخ طوسى در « امالى » با اسناد متّصل خود از ابو ذر غفارى روايت كند كه : انّ عليّا و عثمان و طلحة و الزّبير و عبد الرّحمن بن عوف و سعد بن ابى وقّاص امرهم عمر بن الخطّاب ان يدخلوا بيتا و يغلقوا عليهم بابه و يتشاوروا فى امرهم بينهم ثلاثة ايّام ، فان توافق خمسة على قول واحد و ابى رجل منهم قتل ذلك الرّجل ، و ان توافق اربعة و ابى اثنان قتل الاثنان . فلمّا توافقوا جميعا على رأى واحد قال لهم علىّ بن ابي طالب عليه السّلام : انّى احبّ ان تسمعوا منّى ما اقول لكم فان يكن حقّا فاقبلوه و ان يكن باطلا فانكروه ، قالوا : قل ، فذكر فضائله عن اللّه سبحانه و عن رسوله صلى اللّه عليه و آله و سلّم و هم يوافقونه و يصدّقونه فيما قال ، و كان فيما قال عليه السّلام : فهل فيكم احد انزل اللّه فيه آية التّطهير حيث يقول اللّه تعالى : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » غيرى و زوجتى و ابنىّ ؟ قالوا : لا « 1 » . ابو ذر غفارى گويد : « عمر بن الخطاب امر كرد بعد از مرگ او شش نفر كه علىّ بن ابي طالب و عثمان و طلحه و زبير و سعد بن ابى وقّاص و عبد الرّحمن بن عوف باشند در منزلى رفته و در را به روى خود قفل كنند ، و در امر خلافت مشورت نمايند تا مدّت سه روز ، اگر پنج تن آنها رأيشان بر يكى قرار گرفت و يك نفر از موافقت خوددارى كرد گردن او را بزنند . و اگر چهار نفر رأيشان بر يكى قرار گرفت و دو نفر از موافقت خوددارى كردند گردن آن دو را بزنند . ( و اگر سه نفر رأيشان بر يك نفر و سه نفر ديگر رأيشان بر يك نفر ديگر قرار گرفت رأى آن سه نفرى كه در آن عبد الرّحمن بن عوف است مقدّم است ) . و چون همهء آن پنج نفر بر يك رأى توافق كردند حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به آنها گفتند : دوست دارم آنچه را كه به شما مىگويم بشنويد اگر حقّ بود بپذيريد و اگر باطل بود ردّ كنيد . گفتند : بگو ، حضرت فضائل خود را از آيات قرآن كه در شأن او نازل شده بود و فضائل خود را از زبان پيغمبر كه دربارهء او فرموده بود مفصّلا بيان كرد ، همهء آنها موافقت مىكردند و تصديق مىنمودند . از جمله گفتار حضرت راجع به مناقب خود ، آن بود كه فرمود : آيا در ميان شما هست كسى كه آيه تطهير در شأن او نازل شده باشد غير از من و زوجهء من و دو پسر من ؟ گفتند : نه » .
--> ( 1 ) « غاية المرام » ص 296 حديث بيست و سوّم .