السيد محمد حسين الطهراني
165
امام شناسى (فارسى)
قال : كنت فى البيت يوم الشّورى فسمعت عليّا عليه السّلام و هو يقول : استخلف النّاس ابا بكر و انّا و اللّه احقّ بالامر و اولى به منه ، و استخلف عمرو انا و اللّه احقّ بالامر و اولى منه الّا انّ عمر جعلنى مع خمسة انا سادسهم لا يعرف علىّ فضلا ، و لو أشاء لاحتججت بما لا يستطيع عربيّهم و لا عجميّهم المعاهد منهم و المشرك تغيير ذلك ، ثمّ ذكر عليه السّلام ما احتجّ به على اهل الشّورى ، فقال فى ذلك : نشدتكم باللّه هل فيكم احد انزل اللّه فيه آية التّطهير على رسول اللّه « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ؟ فاخذ رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم كساء خيبريّا فضمّنى فيه و فاطمة و الحسن و الحسين ثمّ قال : يا ربّ انّ هؤلاء اهل بيتى فاذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا ؟ قالوا : اللّهمّ لا « 1 » . عامر بن واثلة مىگويد : « من در شوراى بعد از عمر در همان منزل بودم و شنيدم كه امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود : مردم ابا بكر را خليفهء خود قرار دادند و سوگند به خدا من سزاوارتر بودم از او به حكومت و لايقتر بودم به خلافت ، آنگاه ابو بكر عمر را خليفه گردانيد و سوگند به خدا كه من از او به اين امر سزاوارتر و لايقتر بودم . آگاه باشيد ! عمر مرا در اين شورا با پنج نفر قرار داده و من ششمى آنها هستم و حال آنكه براى كسى فضيلت و مزيّتى بر من نمىشناسد . و اگر من بخواهم اقامهء برهان نموده احتجاج مىكنم به آنچه كه هيچ عربىّ و اعجمىّ آنها چه معاهد و چه مشرك نتواند آن را تغيير دهد . و در اين حال حضرت با اهل شورا احتجاج مىفرمايد و در اين باره مىگويد : شما را به خدا سوگند آيا در ميان شما غير از من كسى هست كه آيه تطهير در شأن او نازل شده باشد و آنگاه پيغمبر كساء خيبرى را برداشته و مرا و فاطمه و حسن و حسين را به خود چسبانيده و كساء را بر سر ما انداخته و عرض كرد : اى پروردگار من اينان اهل بيت من هستند هرگونه رجس و پليدى را از آنان دور كن و آنها را به نهايت درجه پاكيزه و بىعيب گردان ؟ اهل شورا جواب دادند : نه » .
--> ( 1 ) « غاية المرام » ص 294 حديث نهم . و اين حديث را مفصّلا در كتاب « علىّ و الوصيّة » ص 128 و ص 129 از خوارزمى نقل كرده و در ضمن مناشدات حضرت مىفرمايد : امنكم أحد يطهّره كتاب اللّه غيرى . . . قالوا : لا .