السيد محمد حسين الطهراني
164
امام شناسى (فارسى)
مردگان از اهل بيت او هستم ، و ثقه و امين او بر زندگان از امّت او ، پس تقوا را پيشه سازيد ، خداوند قدمهاى شما را ثابت مىكند و نعمت خود را بر شما تمام مىنمايد . اين بگفت و به منزل برگشت » . [ استشهادهاى امير المؤمنين ] استشهاد دوّم امير المؤمنين به آيه تطهير در مقابل ابو بكر در غصب فدك در « تفسير علىّ بن ابراهيم » با سند خود از حضرت صادق عليه السّلام در ضمن حديثى روايت كند كه قال : قال امير المؤمنين عليه السّلام لابى بكر : يا ابا بكر تقرأ الكتاب ؟ قال : نعم ، قال : فاخبرنى عن قول اللّه تعالى : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » فيمن نزلت ، فينا أم فى غيرنا ؟ قال : بل فيكم « 1 » . « حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در هنگام غصب فدك و مؤاخذهء حضرت از ابو بكر به او گفتند : كتاب خدا را هيچ مىخوانى ؟ گفت : بلى ، حضرت فرمودند : خبر ده مرا از آيه تطهير دربارهء چه كسانى نازل شده ، دربارهء ما نازل شده يا دربارهء غير ما ؟ عرض كرد : دربارهء شما نازل شده است » . احتجاج سوّم امير المؤمنين به آيه تطهير در مجلس شورا شيخ صدوق در « امالى » با سند متّصل خود از عامر بن واثلة روايت مىكند
--> سورة من القرآن » است ، ظاهرا اشاره به تأويل و تفسير آيه 4 از سورهء 70 : معارج است : تعرج الملائكة و الرّوح اليه فى يوم كان مقداره خمسين الف سنة » ( فرشتگان و روح به سوى او بالا مىروند در روزى كه اندازهء آن پنجاه هزار سال است ) . يعنى روز صعود روح كه روز قيامت و پنجاه هزار سال است در دست من است . و اين سالى كه در اين سوره از قرآن يادآورى شده است در من منطوى است ، و دربارهء اين مطلب ملاى رومى در « مثنوى » جلد 6 ص 550 سطر 7 از طبع ميرخانى گفته است : پس محمّد صد قيامت بود نقد * ز آنكه حلّ شد در فنائش حلّ و عقد زادهء ثانى است احمد در جهان * صد قيامت بود او اندر عيان زو قيامت را همى پرسيدهاند * كاى قيامت ، تا قيامت راه چند با زبان حال مىگفتى بسى * كى ز محشر حشر را پرسد كسى به از اين گفت آن رسول خوش پيام * رمز موتوا قبل موت اى كرام همچنان كه مردهام من قبل موت * ز آن طرف آوردهام من صيت و صوت پس قيامت شو قيامت را ببين * ديدن هر چيز را شرط است اين . ( 1 ) « غاية المرام » ص 295 حديث سيزدهم .