السيد محمد حسين الطهراني

150

امام شناسى (فارسى)

مجمع گويند روايت كند ، مجمع گويد : دخلت مع امّى على عائشة فسألتها امّى قالت : رأيت خروجك يوم الجمل ؟ قالت : انّه كان هذا من اللّه تعالى ، فسألتها عن علىّ فقالت : سألتنى عن احبّ النّاس كان الى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم و لقد رأيت عليّا و فاطمة و حسنا و حسينا و قد جمع رسول اللّه لغوف « 1 » عليهم ثمّ قال : اللّهمّ هؤلاء اهل بيتى و خاصّتى فاذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا . قالت : قلت : يا رسول اللّه انا من اهلك ؟ فقال : تنحّى فانّك الى خير « 2 » . مجمع گويد : « با مادرم به نزد عائشه رفتيم ، مادرم گفت : ديدم كه روز واقعهء جمل بر امير المؤمنين عليه السّلام خروج كردى ؟ عائشه گفت : اين تقديرى از ناحيهء خداى تعالى بود . مادرم دربارهء على سؤال كرد . عائشه در پاسخ گفت : از محبوب‌ترين مردم در نزد رسول خدا از من سؤال كردى ؛ سوگند به خدا ديدم على را و فاطمه را و حسن و حسين را كه همه را رسول خدا دور هم جمع كرده بود و پوشش به روى آنان كشيده بود و سپس گفت : « بار پروردگارا اينان اهل بيت من و خاصّهء من هستند از آنها هرگونه رجس و پليدى را بزدا و پاكيزه و طاهر گردان طاهر كردنى » . من گفتم : اى رسول خدا ! من از اهل تو نيستم ؟ فرمود : دور شو از ما ، تو به خير هستى » . حديث نهم - ثعلبى با سلسله سند خود از شدّاد بن عمّار روايت كند كه گويد : من وارد شدم بر واثلة بن اسقع و نزد او جماعتى بودند پس سخن از على به ميان آمد ، آن جماعت همگى او را سبّ و شتم كردند من هم او را شتم كردم . واثله گفت : مىخواهى خبر بدهم تو را به چيزى كه از رسول خدا شنيدم ؟ قال : اتيت فاطمة صلوات اللّه عليها اسألها عن علىّ فقالت : توجّه الى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم فجلست فجاء رسول اللّه و معه علىّ و حسن و حسين كلّ واحد منهما آخذ بيده حتّى ، دخل ، و ادنى عليّا و فاطمة فاجلسهما بين يديه و اجلس حسنا و حسينا كلّ واحد منهما على فخذه ثمّ لفّ عليهم ثوبه - او قال : كساه - ثمّ تلا هذه الآية : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ

--> ( 1 ) معناى لغوف مفهوم نشد ولى در « شواهد التنزيل » وارد است كه : التفّ عليهم بثوبه ، و التفع عليهم بثوب ، و جمع رسول اللّه بثوب عليهم . ( 2 ) « غاية المرام » ص 288 حديث هفدهم ، و « شواهد التنزيل » ج 2 ص 37 از جميع بن عمير با مختصر اختلاف لفظى و ص 38 و ص 39 .