السيد محمد حسين الطهراني

146

امام شناسى (فارسى)

فجاءت بهم ، فالقى عليهم كساء فدكيّا ، قالت : ثمّ وضع يده عليهم و قال : اللّهمّ هؤلاء آل محمّد و اجعل صلواتك و بركاتك على محمّد و آل محمّد انّك حميد مجيد . قالت امّ سلمة : فرفعت الكساء لادخل معهم فجذبه من يدى و قال : انّك على خير « 1 » . امّ سلمه گويد : « رسول خدا به فاطمه فرمود : شوهر و دو پسرت را بياور ، حضرت فاطمه آنها را آورد ، حضرت به روى آنها كساى فدكى خود را كشيد و سپس دست خود را بر بالاى سر آنها گرفت و عرض كرد : بار پروردگار من ! اينها آل - محمّدند ، بركات و صلوات خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست ، حقّا كه تو پسنديده و مورد ستايش و حمد و عالى مرتبه هستى . امّ سلمه گويد : من گوشهء كساء را بالا زدم كه در ميان آنها وارد شوم حضرت كساء را از دست من كشيدند و گفتند : تو بر خير هستى » . حديث سوّم - ثعلبى با سلسله سند متّصل خود از اسماعيل فرزند عبد اللّه بن جعفر از پدرش عبد اللّه بن جعفر روايت كرده كه گفت : لمّا نظر رسول اللّه الى إلة « 2 » جمّة هابطة من السّماء قال : من تدع مرّتين ؟ قالت زينب : انا يا رسول اللّه ، فقال : ادعى لى عليّا و فاطمة و الحسن و الحسين ، قال : فجعل حسنا عن يمينه و حسينا عن شماله و عليّا و فاطمة تجاهه ثمّ غشّاهم كساء خيبريّا ثمّ قال : انّ لكلّ نبىّ اهلا و هؤلاء اهل بيتى ، فانزل اللّه عزّ و جلّ : إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً . فقالت زينب : يا رسول اللّه أ لا ادخل معكم ؟ فقال رسول اللّه : مكانك فانّك الى خير ان شاء اللّه « 3 » .

--> ( 1 ) « غاية المرام » ص 288 حديث نهم و « ذخائر العقبى » از دولابى ص 21 و « الصواعق المحرقة » ص 85 و « الدّرّ المنثور » ج 5 ص 198 و « كنز العمّال » ج 7 ص 204 و « اسد الغابة » ج 4 ص 29 با مختصر اختلافى در لفظ - « كفاية الطالب » گنجى ص 372 . ( 2 ) إلة بر وزن عدة اصلش وأل بوده است بر وزن وعد از مادّهء وأل - وألا بمعنى طلب نجات نمودن است ، بنابراين إلة به معنى نجات و فيض و رحمت است كما آنكه در بعضى از روايات وارد است كه لمّا نظر الى الرحمة هابطة - الحديث . و شايد در اصل من ندع بوده است و تصحيفا من تدع ضبط گرديده ، بلكه ظاهرا من يدعو بوده است چنانچه در بعضى ديگر از نسخ حديث است . ( 3 ) « غاية المرام » ص 289 حديث هجدهم و در « مستدرك » حاكم ج 3 ص 147 با مختصر اختلافى در لفظ آورده است ، و نيز در « غاية المرام » ص 290 حديث سى و سوّم از حموينى نقل شده است . و در « ينابيع المودّة » ص 108 اين روايت را از زينب با مختصر اختلافى در لفظ آورده است - « شواهد - التنزيل » ج 2 ص 32 و ص 33 .