السيد محمد حسين الطهراني

130

امام شناسى (فارسى)

شمرد ، و شافعى شطرنج را مباح داند ، و نكاح و ازدواج با دخترى را كه از زناى خود او متولّد شده است جايز داند ، و ابو حنيفه خوردن نبيذ و آب انگور جوشيده را كه شراب است جايز شمرد ، و اجراى حدّ را بر لواط لازم نداند ، و نيز حدّ زنا را بر مجامعت با مادر خود ، يا دختر خود را كه به عقد خود درآورده و اين عقد فاسد بوده است لازم نشمرد ، و احمد حنبل از استعمال چرس و بنك مانعى نبيند ، فعلى الاسلام السّلام ! عجيب است كه عامّه مىگويند : از فتواى اين چهار نفر نمىتوان تجاوز كرد و حقيقت اين كلام قول به عصمت آنهاست ، امّا ائمّهء طاهرين را كه منزل وحى و اهل - بيت وحى هستند معصوم نمىدانند . بخارى مىگويد : من هر روايتى را كه مىخواستم در صحيح خود بنويسم قبلا دو ركعت نماز مىخواندم و سپس مىنوشتم ، امّا در اين كتاب مفصّل و قطور خود يك روايت از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام نقل نكرده ، و خودش مىگويد : علّت اينكه از جعفر بن محمّد روايتى نقل نكردم آن بود كه در دلم نسبت به او چيزى بود ، يعنى شبهه و شكّى داشتم . اين روش كم كم اذهان را متوجّه يك حقيقتى مىكند و تنفّر عامّه را از مذهب غير صحيح بيشتر و به مذهب اهل بيت نزديك‌تر مىسازد ، و اميد است با اجازهء ورود كتب شيعه در زمين‌هاى سنّىنشين همهء آنها به دين حقّ برگردند و اين آئين پاك را بپذيرند . اگر حقّ منكشف گردد اشخاص بىغرض از قبول آن دريغ نخواهند نمود ، همانطور كه سلطان محمّد خدابنده مذهب شيعه را پذيرفت و بعد از آنكه حنفى - مذهب بود در اثر بحث علّامهء حلّى با نظام الدين عبد الملك شافعى مذهب حقّ را دريافته و در همان مجلس بحث به مذهب شيعه درآمد . خلاصه مطلب آنكه غازان خان فرزند ارغون خان فرزند آباقا خان فرزند هلاكوخان فرزند تولى خان فرزند چنگيز خان معروف در سنهء 702 هجرى در بغداد بود . اتفاقا يك روز جمعه در مسجد بغداد يك نفر سيّد علوى با جماعت ، نماز جمعه را با اهل سنّت خواند و بعدا نماز ظهر خود را منفردا بجاى آورد . چون از اين عمل او ، او را شيعه يافتند او را كشتند . نزديكان او شكايت نزد غازان خان بردند كه به چه علّت و گناهى او را كشته‌اند ؟ غازان خان بسيار متأثّر شد و اظهار ملالت نمود كه چرا به مجرّد اعادهء نمازى مردى از اولاد رسول خدا بايد كشته شود . و چون علمى به مذاهب اسلاميّه نداشت در صدد تفحّص مذاهب ، و آراء و فتاواى اهل سنّت برآمد .