السيد محمد حسين الطهراني
119
امام شناسى (فارسى)
گفتم : و امّت مىگويند كه : تو متعهء نساء را حرام كردى در حالى كه از طرف خدا جايز شمرده شده است ، و ما در سابق با يك كفّ از طعام استمتاع مىنموديم و بعد از سه استمتاع در سه مرحلهء متفاوت جدائى ابدى حاصل مىكرديم « 1 » . گفت : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم متعه را در زمان ضرورتى جايز شمرد و سپس مردم به وسعت و گشايش رسيدند و از آن به بعد ياد ندارم يكى از مسلمانان به آن عمل كرده ، يا آن عمل را تكرار كرده باشد و الآن هم اگر كسى بخواهد با يك كفّ از طعام عقد كند و بعد از سه طلاق مفارقت جويد مانعى ندارد ، و من در حكم به تحريم متعه كار صحيحى انجام دادم . گفتم : و چنين حكم كردهاى كه اگر كنيزى از مولاى خود بچّهاى بزايد فورا آزاد مىشود با آنكه مولا او را آزاد نكرده باشد . گفت : الحقت حرمة بحرمة و ما اردت الّا الخير و استغفر اللّه « 2 » .
--> آمده عمل عمرهء مفرده را بجا آورد . اين معنى حرف عمر بود كه علنا مىگويد : عمرهء تمتّع حرام است چون حجّ را مىشكند و حجّ بهاء من اللّه است . و ليكن ابن اثير در كتاب لغت ، كلام عمر را به طورى ديگر تفسير مىكند و مىخواهد بگويد كه : علّت تحريم عمر عمرهء تمتّع را اين بود كه اگر مردم عمرهء تمتّع را بجا آورند و با حجّ توأم كنند ديگر در ايّام سال به مكّه نيامده و مكّه از معتمرين خالى خواهد ماند . قال فى « النهاية » فى مادّة قوب : و فى حديث عمر : « ان اعتمرتم فى أشهر الحجّ رأيتموها مجزئة عن حجّكم فكانت قائبة قوب عامها » . ضرب هذا مثلا لخلوّ مكّة من المعتمرين فى باقى السّنة ، يقال : قيبت البيضة فهى مقوبة إذا خرج فرخها منها ، فالقائبة البيضة ، و القوب الفرخ ، و المعنى أنّ الفرخ اذا فارق بيضته لم يعد اليها و كذا اذا اعتمروا فى أشهر الحجّ لم يعودوا الى مكّة . و عين اين كلام را در « لسان العرب » ذكر مىكند . و لا يخفى آنكه اين معنى مراد عمر نيست و آنها مىخواهند با اين تفسير خود روى كلام او را پرده بكشند و توجيه كنند . عمر تصريح مىكند كه حجّ كوبيده مىشود در حالى كه بهاء است و عمره قائبهء قوب يعنى تخم با جوجهء آن سال است و وقتى جوجه بيرون آمد تخم خالى مىشود و در آن سال ديگر حجّى نيست . و اين خلاف نصّ رسول خدا و قابل هيچ گونه توجيهى نيست ، چون در زمان رسول خدا افرادى كه حجّ ادا مىكردند بعدا بلافاصله مىتوانستند از مسجد تنعيم محرم شوند ، و لازمهء حجّ افراد آن بود كه بعد از آن عمره را بجا نياورند و در بقيهء ايّام سال بجا آورند تا مكّه از معتمر خالى نماند . ( 1 ) ممكنست معناى و نفارق عن ثلاث بطلاق اين باشد كه بعد از سه روز استمتاع رها مىكرديم . ( 2 ) در روايات اهل بيت ، سنّت رسول خدا بر اين است كه چنانچه كنيزى از مولاى خود بچه آورد و امّ ولد گردد آن كنيز بعد از مردن مولا از سهميّهء ارث بچّهء خود آزاد مىشود يعنى قهرا به بچّه مىرسد و چون بچّه مالك مادر خود نمىتواند بشود قهرا آزاد مىشود . امّا در زمان حيات مولا بدون آنكه مولا اختيارا او را آزاد