السيد محمد حسين الطهراني
118
امام شناسى (فارسى)
با او رفتم ، چون داخل منزل شد به من اجازهء ورود داد و خود در روى تختى كه هيچ چيز بر روى آن نبود نشست . گفتم : آمدهام تو را نصيحتى كنم . گفت : مرحبا به پند دهندهء هر صبح و شام . گفتم : امّت تو ، بر تو چهار چيز را عيب مىشمارند . در اين حال شلّاق كوتاه خود را كه به درّه معروف است يك سر آن را در زير چانه و سر ديگر آن را روى ران خود قرار داد و سپس گفت : بگو ببينم چه مىگوئى ؟ گفتم : امّت مىگويند كه : تو عمرهء تمتّع را در ماههاى حجّ حرام كردى و رسول خدا حرام ننمود و ابو بكر نيز حرام ننمود و عمرهء تمتّع حلال است . گفت : آيا حلال است ؟ اگر مردم در ماههاى حجّ عمرهء تمتّع بجا آوردند آن را از رفتن به ميقات براى احرام حجّ كافى مىدانند ، بنابر اين نتيجهء عمل آنها در آن سال فقط عمره بوده و حجّ آنها خراب و كوفته و له خواهد شد در حالى كه حجّ حسن و نظارت و طراوتى است از نضارت و حسنهاى خدا ، و من در اين حكم كار صحيحى انجام دادم . و لو انّهم اعتمروا فى أشهر الحجّ رأوها مجزية من حجّهم فكانت قائبة قوب عامها فقرع حجّهم و هو بهاء من بهاء اللّه ، و قد اصبت . « 1 »
--> ( 1 ) قوب به معنى جوجه است و قائب يعنى ذاقوب ، بنابراين تخمى را كه در آن جوجه باشد قائب گويند ، و مقوب تخمى است كه جوجهء آن بيرون آمده باشد . عمر چون حجّ را با احرام از ميقات مىداند و احرام از مكّه را بعد از عمل عمرهء تمتّع كافى نمىداند ، همچنان كه در سنهء حجّة الوداع بعد از تبديل حجّ افراد به عمرهء تمتّع و حجّ كه لازمهء آن احرام حجّ از مكّه است بر رسول خدا اعتراض كردند كه اين چه حجّى است كه بعد از ورود به مكّه و تمتّع ، جوانان ما در زير درخت اراك آرميده و از سرهاى آنان قطرات غسل جنابت جارى باشد ؟ پيغمبر فرمود : امر خداست ، دست من نيست . بنابراين عمر حجّ را فقط با احرام از ميقات مىداند و احرام از مكّه را بعد از عمرهء تمتّع صحيح نمىشمارد و مىگويد : حجّى كه بعد از تمتّع با زنان بعد از عمره بجا آورده شود حجّ نيست بلكه حجّ ناقص و كوفته شده و له شده است . حج آن است كه از ميقات شعثا غبرا عازم عرفات شوند يا اگر در مكّه آيند تمتّع ننموده و با حال احرام صبر كنند تا موسم حجّ برسد . بنابراين كسى كه عمرهء تمتّع بجا آرد آن عمره مانند تخمى است كه نتيجهء آن كه جوجه است خارج شود و ديگر آن تخم بدون جوجه خواهد بود . اگر كسى عمرهء تمتّع بجا آورد نتيجهء آن سال همان عمرهء اوست و حجّ او صحيح نيست و چون حجّ بهائى است از بهاء خدا لذا از ميقات بايد محرم براى حجّ شد و در اين صورت عمرهء تمتّع را حرام شمرده و عمل را منحصر به حجّ افراد قرار داده است . اشخاصى كه حجّ افراد مىكنند پس از اتمام آن از مكّه خارج شده و از مسجد تنعيم يا جعرّانه محرم مىشوند و به مكّه آمده و عمرهء مفرده را انجام مىدهند ، كما آنكه عائشه چون حائض بود و عمل حجّ را بجا آورد حضرت براى عمرهء او دستور دادند به مسجد تنعيم برود و از آنجا محرم شود و به مكّه