السيد محمد حسين الطهراني

114

امام شناسى (فارسى)

و از « تفسير امام حسن عسكرى » عليه السّلام روايت است كه : « روزى خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كردند كه : عمّار دهنى روزى براى اداء شهادت نزد قاضى كوفه ابن ابى ليلى حاضر شد ، قاضى گفت : اى عمّار ما تو را شناخته‌ايم و چون رافضى هستى شهادتت را نمىپذيريم . عمّار ناگهان به پا برخاست و بدنش لرزيد و آن‌قدر گريه كرد كه گريه به او مهلت نمىداد . ابن ابى ليلى گفت : اى عمّار تو مردى هستى از اهل علم و حديث ، اگر بر تو ناگوار است كه به تو رافضى گويند از رافضى بودن بىزارى بجوى ، در آن حال از برادران ما هستى و شهادت تو را البتّه خواهيم پذيرفت . عمّار گفت : اى مرد اشتباه فهميدى نظر من آنچه كه تو تصوّر كردى نبود ليكن من هم بر خودم و هم بر تو گريستم ، امّا گريهء بر خودم به جهت آنكه نسبت شريفى را به من دادى كه من اهل آن نيستم ، گمان كردى من رافضى هستم ، واى بر تو امام صادق براى من حديث كرد كه : اوّلين كسانى كه رافضى ناميده شده‌اند همان ساحرانى بودند كه مشاهدهء معجزهء موسى را نموده و عصاى او را نگريستند و به او ايمان آوردند و از او پيروى كردند و امر فرعون را به دور افكندند و تسليم تمام مشكلاتى شدند كه بر آنها وارد شد . فرعون آنها را رافضى ناميد ، چون دين و آئين او را به دور ريختند . پس رافضى كسى است كه به دور اندازد تمام آن چيزهائى را كه بر خدا ناپسند است و به جاى آورد تمام كارهائى را كه خدا به او امر كرده است . و كجا مثل چنين كسى در اين زمان پيدا مىشود ؟ و علّت گريهء من آن بود كه اين اسم شريف را بر خود ببندم و تلقّى به قبول كنم و خداوند كه از دل من آگاه است مرا مورد عتاب و مؤاخذهء خود قرار دهد و بگويد : اى عمّار آيا تو رفض كنندهء باطل و بجاآورندهء طاعات من هستى كه اين لقب را به خود بستى ؟ و در اين صورت اگر با من مسامحه كند لا اقلّ از درجات من كم كند و اگر مسامحه نفرمايد مرا مورد عذاب شديد خود قرار دهد مگر آنكه به بركت شفاعت مواليان من مرا به آنها ببخشد . و امّا جهت گريهء من بر تو آن بود كه دروغ بزرگى گفتى و مرا به اسمى كه سزاوار آن نيستم خواندى ، بر تو رحمت آوردم و شفقت نمودم

--> يا راكبا قف بالمحصّب من منى * و اهتف بساكن خيفها و النّاهض سحرا اذا فاض الحجيج الى منى * فيضا كملتطم الفرات الفائض ان كان رفضا حبّ آل محمّد * فليشهد الثّقلان انّى رافضى