السيد محمد حسين الطهراني

115

امام شناسى (فارسى)

كه عذاب خدا به تو برسد كه بهترين اسم‌ها و شريف‌ترين لقب‌ها را به پست‌ترين از بندگان او نهادى ، چگونه بدن تو طاقت عذاب اين كلمهء تو را دارد ! حضرت صادق عليه السّلام چون اين را شنيدند فرمودند : اگر فرضا عمّار گناهانى را به اندازهء آسمانها و زمين مرتكب شده بود هر آينه به پاداش اين كلام حقّ در مقابل اين قاضى جائر محو و نابود مىشد ، و آن قدر اين گفتار درجات او را نزد خداى تعالى بالا برد كه هر ذرّهء به اندازهء خردل از طاعات او را چندين هزار برابر دنيا نمود » . از آنچه گفته شد اين نتيجه به دست آمد كه رافضى عنوان صحيحى است براى شيعيان ، لكن عامّه از آن معناى بدى را اراده مىكنند كما آنكه شيعه از شاع يشيع به معناى مطاوعه و فرمانبرى دل است ، و مشايعت كردن به معنى دنبال كردن و پيروى نمودن است . ابن اثير در كتاب لغت خود در مادّهء شيع گويد : اصل شيعه فرقه‌اى از مردم را گويند ، و بر يك نفر و دو نفر و بر جماعت به طور يكسان گفته مىشود ، و در آن مذكّر و مؤنّث واحد است ، و اين اسم غلبه پيدا كرده بر كسانى كه گمان مىكنند كه ولايت علىّ - رضى اللّه عنه - و اهل بيت او را دارند ، و اين غلبه به حدّى رسيده كه اسم خاصّ آنان شده است . بنابر اين اگر گفته شود : فلان كس از شيعه است دانسته مىشود كه از مواليان اهل بيت است ، و اگر گفته شود كه : در مذهب شيعه فلان مطلب است يعنى در نزد اين طائفهء خاصّ اين مطلب است . و لفظ شيعه جمعش شيع آيد ، و اصل اين لفظ از مادّهء مشايعت است و آن به معناى متابعت و تسليم و پذيرش است - انتهى كلام ابن اثير . اختلاف شيعه با عامّه در اصول و فروع است شيعه هم در اصول با عامّه اختلاف دارد ، هم در فروع . عامّه ، سيرهء شيخين را عملا جزو برنامهء عمل خود قرار داده و معتقدند در عمل بايد از رويّه و سنّت آنها پيروى كرد . گرچه در ظاهر فقط كتاب خدا و سنّت رسول خدا را مدرك حكم مىگيرند ولى در تمام مسائل بدون استثناء سيرهء شيخين را با كتاب خدا و سنّت رسول خدا ضميمه مىكنند ، و لذا در مجلس شورائى كه بعد از عمر تشكيل شد عبد الرّحمن عوف به امير المؤمنين گفت : حاضرى با تو بيعت كنم بر