السيد محمد حسين الطهراني
98
امام شناسى (فارسى)
در پرواز آيد ، و عقلهاى آنان در وقتى كه ديگهاى شدّت انقطاع به سوى خدا و قصد و عزم حرم او به جوش آيد از سرهاى آنان بيرون شود . آنان مانند شخص واله و پريشان در دل شبهاى تار به ناله و آه درآيند ، و از خوف آنچه نفسهاى آنان بر آن اطّلاع حاصل نموده به درد و تعب آيند . بنابراين روزگار خود را در دنيا مىگذرانند با بدنهاى خشك و نحيف ، و دلهاى محزون ، و صورتهاى گداخته ، و لبهاى خشكيده ، و شكمهاى خالى و به پشت چسبيده ، گمان مىكنى كه آنها مستاند . در دل شبهاى تار با تاريكى شب همراز و همنياز ، خشوع در مقابل حضرت بارى دلهاى آنها را آب كرده و بدنهايشان مانند مشكهاى پوسيده نحيف و لاغر گرديده ، در ظاهر و پنهان كارهاى خود را براى خدا خالص كردهاند ، و در عين حال دلهاى آنان از فزغ در امن و امان نيامده بلكه مانند كسانى كه اطاقهاى اموال خود را مواظبت مىكنند آنها دل خود را مراقبت مىنمايند . اگر آنها را در شبهاى تارشان ببينى در حالى كه چشم همهء مردم به خواب رفته ، و صداها ساكت شده و حركات ساكن گشته ، و مرغان در آشيانههاى خود آرميده خواهى ديد كه چگونه ترس از روز قيامت و وعيد پروردگار خواب را از ديدگان آنها ربوده است ، كما قال سبحانه : أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً وَ هُمْ نائِمُونَ . پس به جهت آن تجلّى مقام عظمت در روز قيامت ، از خواب بر مىخيزند با ترس و فزع ، و به نماز مىايستند با گريه و آه و اشك و ناله . گاهى به ذكر و تسبيح ، گاه دگر در محراب عبادت مىگريند ، و ناله مىزنند ، و در شب تاريك و بىسر و صدا ايستاده گريه مىكنند . اگر ببينى اى احنف آنها را كه در شبها چگونه برپا مىايستند تا به حدّى كه پشت آنها خم مىشود ، و وقتى كه فقرات آيات قرآن را در نمازشان تلاوت مىكنند ناگهان صداى ناله و فرياد آنها بالا مىرود و آتش عشق سوزان از دهان آنها زبانه مىكشد ، گويا در آن وقت آتش تا حلقوم آنها را احاطه كرده ، و زمانى كه ناله مىكنند گويا زنجيرهاى آتشين به گردنهاى آنها فرود آمده است . و اگر آنها را در روز ببينى خواهى يافت افرادى را كه در روى زمين به آرامش و ملايمت راه مىروند و با مردم به نيكوئى سخن مىگويند ، و زمانى كه با جاهلان برخورد كنند سلام نموده و به مسالمت مىگذرند ، و زمانى كه از لغوى عبور كنند