السيد محمد حسين الطهراني

93

امام شناسى (فارسى)

شده . چون شب فرا رسد و سياهى جهان را بپوشاند زمين را فراش خود قرار مىدهند ، و با پيشانى به روى زمين در مقابل حضرت معبود به سجده مىافتند ، سجدهء آنان بسيار است ، قطرات اشك آنان ريزان است ، دعاى آنان بسيار است ، گريهء آنان فراوان است ، مردم همگى در خوشى و مسرّت و غفلت بسر مىبرند ولى آنها در دل حزن و اندوه ( از عدم وصول به مطلوب و لقاى خدا ) دارند » . و از « امالى » شيخ طوسى و « ارشاد » مفيد با سندهاى متّصل خودشان روايت است كه : روى أنّ امير المؤمنين عليه السّلام خرج ذات ليلة من المسجد و كانت ليلة قمرآء فأمّ الجبّانة و لحقه جماعة يقفون اثره ، فوقف عليهم ثمّ قال : ما انتم ؟ قالوا : شيعتك يا امير المؤمنين ، فتفرّس فى وجوههم ثمّ قال : فما لى لا ارى عليكم سيمآء الشّيعة ؟ قالوا : و ما سيماء الشّيعة يا امير المؤمنين ؟ قال : صفر الوجوه من السّهر ، عمش العيون من البكاء ، حدب الظّهور من القيام ، خمص البطون من الصّيام ، ذبل الشّفاه من الدّعاء ، عليهم غبرة الخاشعين « 1 » . امير المؤمنين عليه السّلام شبى از مسجد خارج شدند و قصد كردند كه به جبّانه ( كه محلّى است ) بروند . آن شب شب ماهتابى بود ، جماعتى از مردم به دنبال آن حضرت حركت كرده و به آن حضرت رسيدند . حضرت ايستادند و سؤال كردند : شما چه كسانيد ؟ عرض كردند : از شيعيان تو هستيم اى امير المؤمنين . حضرت يك نگاه عميقى در صورت آنها انداخت و فرمود : پس چرا در صورتهاى شما علامت شيعيان را نمىبينم ؟ گفتند : اى امير المؤمنين نشانه‌هاى شيعه چيست ؟ حضرت فرمود : شيعيان زرد چهره‌اند از زيادى بيدارى شبها براى عبادت خداوند عزّ و جلّ ، از شدّت گريه از چشمهايشان ريزش آب و اشك مشهود است پشت‌هايشان از زيادى قيام و نماز خميده ، شكم‌هايشان از بسيارى روزه به پشت چسبيده ، لبهايشان از كثرت دعا خشكيده ، و بر سيما و صورت آنان گرد و غبار خشوع و تذلّل نشسته است » . از كتاب « صفات الشّيعهء » صدوق نقل است كه او روايت مىكند از پدرش با اسناد متّصل خود از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه :

--> ( 1 ) « بحار الانوار » ج 15 كتاب الايمان ص 142 .