السيد محمد حسين الطهراني

94

امام شناسى (فارسى)

قال : كان علىّ بن الحسين قاعدا فى بيته اذ قرع قوم عليهم الباب فقال : يا جارية انظرى من بالباب ؟ فقالوا : قوم من شيعتك ، فوثب عجلا حتّى كاد ان يقع فلمّا فتح الباب و نظر اليهم رجع فقال : كذبوا فاين السّمت فى الوجوه ، اين اثر العبادة ، اين سيمآء السّجود ؟ انّما شيعتنا يعرفون بعبادتهم و شعثهم ، قد قرحت العبادة منهم الآناف و دثرت الجباه و المساجد ، خمص البطون ، ذبل الشّفاه ، قد هيّجت العبادة وجوههم ، و اخلق سهر اللّيالى و قطع الهواجر جثثهم ، المسبّحون اذا سكت النّاس ، و المصلّون اذا نام النّاس ، و المحزونون اذا فرح النّاس « 1 » . « حضرت امام زين العابدين عليه السّلام در اطاق خود نشسته بودند كه ناگهان جماعتى در خانه را زدند ، حضرت به كنيز خود فرمودند : اى جاريه ببين در پشت در كيست ؟ آن جماعت گفتند : طايفه‌اى از شيعيان تو هستيم ، حضرت به طورى با عجله و سرعت براى باز كردن در از جاى خود برخاستند كه نزديك بود به زمين پرت شوند . چون حضرت در را باز كردند و به آنها نظر نمودند برگشتند و گفتند : اين جماعت دروغ مىگويند ، چرا علائم تشيّع در صورت آنها نيست ؟ آثار عبادت كجاست ؟ و آن علامت و نشانهء عبوديّت در چهره‌هاى آنان كجاست ؟ شيعيان ما به عبادتشان شناخته مىشوند ، و به تغيير رنگ صورت ، بينىهاى آنان در اثر سجده و اشك قرحه‌دار شده ، و صورتهاى آنان كهنه و خراب گشته ، و پيشانىهاى آنها نيز از حال و وضع اصلى خارج شده ، شكم‌هاى آنان به پشت چسبيده ، لبانشان خشكيده ، آثار عبادت صورتهاى آنها را متغيّر كرده ، و آثار كهنگى و فتور بدن در اثر شب‌زنده‌دارى و پيمودن روزهاى گرم ( به روزه‌دارى و عبادت ) در آنان پديدار گشته ، آنها مشغول تسبيح‌اند زمانى كه مردم ساكت باشند ، و نمازگزارند وقتى كه مردم در خواب باشند ، و در دل غم و غصّه دارند وقتى كه مردم خوشحالند » . از « احتجاج » شيخ طبرسى از حضرت امام حسن عسگرى عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : قدم جماعة فاستأذنوا على الرّضا عليه السّلام و قالوا : نحن من شيعة علىّ عليه السّلام فمنعهم ايّاما ثمّ دخلوا ، قال لهم : و يحكم انّما شيعة امير المؤمنين عليه السّلام الحسن و الحسين و سلمان و ابو ذرّ و المقداد و عمّار و محمّد بن ابى بكر الّذين لم يخالفوا

--> ( 1 ) « بحار الانوار » ج 15 كتاب الايمان ص 147 .