السيد محمد حسين الطهراني
54
امام شناسى (فارسى)
دختر بنام فاخته كه لقبش امّ هانى بوده است . « 1 » جاى ترديد نيست كه على عليه السّلام در جوف كعبه خانهء خدا متولّد شد حِمْيَرى سيد اسمعيل بن محمّد مىگويد : وَلَدَتهُ فِى حَرَمِ الالهِ وَ امنِهِ * وَ البَيتِ حَيثُ فِنائُهُ وَ المَسجِدُ بَيضاءُ طاهِرَةُ الثِّيابِ كَريمَةٌ * طابَت وَ طاب وَليدُها وَ المَولدُ فى لَيلةٍ غابَت نُحوسُ نُجومِها * وَ بَدَت مَعَ القَمَرِ المُنِيرِ الأسعَدُ مَا لُفَّ فِى خِرَقِ القَوابِلِ مِثلُهُ * إلَّا ابنُ آمِنَةَ النَبِىِّ مُحَمَّدٌ « 2 » فاطمه بنت اسد علىّ را زائيد در حرم خدا و محلّ امن و امان الهى ، در بيت الله كه ساحت حرم و مسجد الحرام است . فاطمه زنى پارسا و روشن دل و پاكدامن و بزرگوارپاك و پاكيزه بود هم خودش و هم فرزند مولودش و هم محلّ تولّد مولودش . در شبى اين مولود مبارك را زائيد كه ستارگان نحسش همه غائب شده بودند و فاطمه با آن ماه منير تابناك سعد و سعادت بدرخشيد . هيچگاه چشم و روزگار نديده كه مانند اين مولود مسعود را دست قابلهها در پارچهاى بپيچند ، مگر پسر آمنه : پيامبر اكرم محمّد را . « 3 » . و نيز در اين باره عبد الباقى عمر « 4 » مىگويد : انتَ العَلِىُّ الَّذِى فَوقَ العُلى رُفِعَا * ببَطنِ مَكَّةَ وَسطُ البَيتِ اذ وُضِعَا « 5 » تو همان علىّ بلند مقامى هستى ، كه در بطن مكّه در وسط بيت خدا كه بهزمين نهاده شدى ، از فراز رفعت و بلندى هم گذشتى و بر فوق علوّ و رفعت ترفيع يافتى . حاكم نيشابورى گويد : لَم يُولَد فِى جَوفِ الكَعبَةِ قَبلَ عَلِىٍّ وَ لَا بَعدَهُ مَولُودٌ سِوَاهُ إكراماً لَهُ وَ إجلا لًا لِمَحَلِّهِ در جوف خانه كعبه هيچ مولودى غير از علىّ متولّد نشد ، نه قبل از علىّ و نه بعد از علىّ ، و اين بهجهت اكرام و عنايتى است كه خدا
--> ( 1 ) « فصول المهمه » ابن صباغ نقلا عن ضياء الدين ابو المؤيد موفق بن احمد خوارزمى در كتاب « مناقب » خود ( 2 ) ديوان حميرى ص 155 . مؤلف ديوان مىگويد تخريج اين ابيات از « اعيان الشيعه » ج 12 ص 240 و « مناقب » ج 2 ص 175 و « دلائل الصدق » ج 2 ص 328 است ( 3 ) مستشار عبد الحليم جُندى كه از اركان مجلس أعلاى شؤون اسلاميّهء مصر است ، در كتاب ارزشمند خود « الامام جعفرٌ الصّادق » ص 31 گويد : و علىّ در بسيارى از امور تنها و يگانه است ؛ پيامبر متكفّل تربيت او بود ، و وى را برادر خود كرد ، و براى عظائم و مهمّات او را مجهّز نمود و علىّ انجام داد ، و در تبليغ و رساندن آيات قرآن او را مأمور و متعهّد نمود . و تمام اين مسائل خصوصيّاتى است كه أحدى را توان ارتقاء بدان ذروه نيست . امّا آنچه را كه أحدى از أفراد بشر در آن شركت ندارد ، آن چيزى است كه تمامى كتب شيعه در آن إجماع كردهاند ، و بسيارى از علماءِ اهل سنّت از قرون اولى مانند مسعودى و حاكم و گنجى تا اين قرون جديده مانند آلوسى در آن موافقت و مشاركت دارند ؛ وَ هُوَ : أنَّ عَليًّا وُلِدَ بِالْكَعْبَة ( 4 ) . آية الله حاج سيّد محمّد على قاضى در تعليقة ص 122 از كتاب « جنّة المأوى » گويد : عبدالباقى بن سليمان بن أحمد العُمَرىّ الفاروقىّ ، شاعر و مورّخى بزرگ است كه در موصل در بيت علم و ادب ، سنهء 1204 هجرى متولّد شد ، و به بغداد منتقل شد و در آنجا درنگ نمود تا در سنهء 1278 هجرى قمرى رحلت نمود . وى أشعار و قصائدى در مدح أهل البيت و بيت الوحى عليهم السّلام مخصوصاً أمير المؤمنين عليه السّلام دارد . و در بعضى از نسخهها مصرع اخير اينطور است : « بِبَطْنِ مَكَّةَ عِنْدَ الْبَيْتِ إذْ وُضِعا » . شهاب الدّين آلوسى صاحب تفسير كبير در « سرح الخريدة الغيبيّة فى شرح القصيدة العينيّة » چون به شرح بيت مزبور مىرسد ميگويد : تولّد أمير كرّم اللهُ وجهَه در بيت الله امرى است كه در جهان مشهور است و در كتب فريقين : سنّت و شيعه وارد است تا آنكه ميگويد : اشتهارى كه در ولادت علىّ كرّم الله وجهه مىباشد براى أحدى غير او نيست ؛ بلكه أصلًا راجع به ولادت غير علىّ در كعبه گفتارى هم نيامده است . چقدر شايسته و سزاوار است كه إمام الائمّه ، ولادت و موضع بر زمين نهاده شدنش در جائى باشد كه قبلهء مؤمنين است . سُبْحانَ مَنْ وَضَعَ الاشْيآءَ مَوْضِعَها وَ هُوَ أَحْكَمُ الحاكِمينَ . به صفحهء 15 از آن ؛ و به « أعلام زِرِكْلى » ج 3 ، ص 474 ؛ و « ريحانة الادب » ج 3 ، ص 76 رجوع شود ( 5 ) تعليقه اشعار حميرى در ديوان حميرى ص 155