السيد محمد حسين الطهراني
36
امام شناسى (فارسى)
خبر دادم ، گفتم : اى رسول خدا ! من مأمورّيت خود را انجام دادم و آنچه را كه بهمن امر شده بود بهشما رساندم ؟ حضرت رسول فرمودند : عيب على را نگوئيد ، و خود را در كار على دخالت ندهيد ؛ حقاً بدانيد كه على از من است و من از على هستم ، و او صاحب اختيار و سرپرست و وصّى من است بعد از من بر امّت من . ابن اثير در أسدالغابه « 1 » با اسناد متّصل خود از عمران بن حصين ، و همچنين قندوزى در ينابيع المودة « 2 » از سنن ترمذى از عمران بن حصين و همچنين محبّ الدين طبرى از عمران بن حصين « 3 » روايت كردهاند كه پيغمبر على را بر قشونى امير نموده ، و بسريّهاى گسيل داشت على در آن نبرد براى خود كنيزى برداشت ، اين معنى در نزد بعضى گران آمد ، و چهار نفر از آنان يكدل گرديده با يكديگر نزد پيغمبر آمدند ، و يك يك برخاسته ، زبان بهشكايت گشودند . پيغمبر در هر مرتبه از آنها روى گردانيد ، چون نفر چهارم برخاست و آنچه را كه آن سه نفر گفته بودند ، او نيز بازگو كرد فأقبَلَ إليهم رسولُ الله صلى الله عليه و آله و الغضبُ يُعرفُ فى وجهه ، فقال : ما تُريدونَ مِن عَلىٍّ ؟ ما تريدون من علىٍّ ؟ ما تريدون من علىٍّ ؟ إنَّ عليًّا منّى و أنا من علىٍّ ، و هو ولىُّ كلِّ مؤمِنٍ بَعدِى . در اينجا رسول خدا روى خود را به آنها نموده و در چهرهء مباركش آثار غضب و خشم هويدا بود و فرمود چه مىخواهيد از على ؟ چه مىخواهيد از على ؟ چه مىخواهيد از على ؟ حقًّا على از من است و من از على هستم و او صاحب اختيار و ولىّ هر مؤمنى است بعد از من . « 4 » آرى كسانىكه نمىتوانستند ببينند على كنيزى را براى خود بردارد - در حالىكه قوام اسلام رهين فداكارىهاى بىنظير او بود - كجا مىتوانستند ببينند كه
--> ( 1 ) أسدالغابه ج 4 ص 27 ( 2 ) ينابيع المودّه ص 53 و 54 ( 3 ) الرياض النضره ج 3 ص 164 و 165 ( 4 ) در كتاب على و الوصيّة از ص 352 الى 354 موارد عديدهاى را كه بعضى از أمير المؤمنين نزد رسول خدا شكايت كردند و آن حضرت متغير شده و آنها را ردع و تهديد فرموده و اميرالمؤمنين را برادر و وصىّ و ولى هر مؤمن خوانده است بيان مىكند .