السيد محمد حسين الطهراني

263

امام شناسى (فارسى)

همان‌طور كه اشاره شد ، مسئله رهبرى مسأله‌اى حياتى است . رهبر روح جامعه و ارادهء جامعه مىباشد ، و بهر مقدار كه اراده رهبر پاك‌تر ، و صحيح‌تر ، و براى رشد و رقاء جامعه مفيدتر باشد ، به همان مقدار آن جامعه پاكتر ، و راستين‌تر ، و راقىتر خواهند بود . تمام افراد جامعه به منزلهء اعضاء پيكر است ، همان‌طور كه نفس واحد پيكر واحدى را اداره مىكند ، و آن را در جهت صلاح يا فساد به حركت در مىآورد ، رهبر ، افراد جامعه را اداره مىنمايد ، و آنان را در مسير كمال و سعادت و يا در مسير منقصت و شقاوت سوق مىدهد . أميرالمؤمنين عليه السّلام اعلم امّت بوده‌اند رواياتىكه دربارهء علم و أعلميّت أميرالمؤمنين عليه السّلام از رسول خدا و از آن حضرت وارد شده است از حدّ شمارش بيرون است ، علماى خاصّه و عامّه در اين موضوع كتابهائى نوشته و مسفورات خود را از أعلميّت و افقهّيت و اقضا بودن آن حضرت پر كرده‌اند ، بطورىكه مىتوان اين مسئله را از مسلميات اسلام دانست . اين روايات با مضامين مختلفى اين موضوع را بيان مىكند ، و ما در اينجا به جهت حفظ اختصار از هر سلسله و دسته از آنها فقط يك ، يا دو روايت به عنوان نمونه ذكر مىكنيم . اما از رواياتيكه اجمالًا غزارت ، و وسعت علم آن حضرت را مىرساند ، ابن بابويه با سند متّصل خود روايت مىكند از حضرت باقر عليه السّلام از پدرش از جدّش عليهم السّلام كه چون آيه « وَ كُلَّ شَىْءٍ احْصَيْنَاهُ فِى امَامٍ مُبِينٍ » وارد شد ، ابو بكر و عمر از محلّ خود برخاستند ، و گفتند : اى رسول خدا آيا مراد از امام مبين ، تورات است ؟ رسول خدا فرمود : نه . گفتند : آيا مراد انجيل است ؟ فرمود نه گفتند : آيا مراد قرآن است ؟ فرمود : نه پس از اين اميرالمؤمنين عليه السّلام وارد شد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود :