السيد محمد حسين الطهراني

251

امام شناسى (فارسى)

تباه و نواميس و اعراض به‌هدر مىرفت ، مگر عثمان علناً مخالفت امر رسول خدا نكرد ؟ چرا مسلمين كه او را تنبيه كردند ، گوش نكرد ؟ و چرا بر افعال خود مقاومت مىنمود ؟ مسلمين گفتند : يا از خلافت دست بردار ، يا بر سنّت رسول خدا رفتار كن ! حاضر به هيچ يك از آن‌دو نشد ، و مقاومت نمود ، و معاويه و لشگر شام را بر عليه مسلمين به كمك خود خواست . مگر مسلمين توانستند خلفاى جورىكه روى كار آمدند آنها را راست كنند ؟ آنكه زمام قدرت را در دست گرفته ، و حاضر نيست از مقام و شخصيّت خود تنازل كند ، كجا راست مىشود ؟ مگر معاويه راست شد . مگر خلفاى بنى اميّه و بنى عباس راست شدند ؟ هر كس خواست آنها را آگاه كند ، و حتّى نصيحتى بنمايد خونش را ريختند ، فرزند رسول خدا را روز روشن با اهل بيتش همين مخالفت كنندگان سنّت پيغمبر در ميان دو نهر آب با لب تشنه كشتند . ايراد پنّجم : اى ابو بكر متوجّه باش ! در اين خطبه‌هائى كه مىخوانى چه مىگوئى ؟ با اين كلمات ، راه تمام اين تعديّات را بر خلفاى جور باز نمودى ! و خامساً مىگوئى : من شيطانى دارم كه سراغ من مىآيد ، و اگر آمد از من دورى كنيد . اى كاش اين كلام را نمىگفتى ! آن امامى كه خود معترف باشد كه شيطان در وجود او حكمفرماست ، آن امام شياطين است نه امام مؤمنين ! امام مؤمنين شيطان را هلاك كرده اعزبى عَنّى يا دُنيا ، قَدْ طَلّقْتُكِ ثَلثاً فرموده ، با يك قاطعيّت مانند كوه خود را معرفى مىكند ، و مىگويد : اى افراد بشر به‌سراغ من آئيد ، كه من ولّى خدا هستم ، من از بندگان مخلص خدا هستم ، آيه طهارت درباره ما نازل شده ، من داراى مقام عصمتم ، من داراى مقام « سلونى قبل ان تفقدونى » هستم ، من باب علم براى مدينهء علم هستم ، من متحمّل بار رسالت و ادا كنندهء ديون رسول الله هستم ، من داراى سيطره بر ملكوت و حقائق اشياء هستم ، و هزاران نمونه روشن و بارز نيز به دست مىدهد . من نفس رسول خدا هستم ، من ولى هر مؤمن و مؤمنه هستم ، من وصّى و