السيد محمد حسين الطهراني

250

امام شناسى (فارسى)

آمد ، و ليكن كه تو را به جاى رسول خدا نشانيد ، تا از عهدهء كار رسول خدا فرومانى ؟ مگر در مدّت مديد از رسول خدا نشنيدى ، نه يك بار و نه دو بار عَلِىٌّ ، يَقضى دَيْنى ، على است كه دين مرا ادا مىكند و از عهده بار رسالت و ابلاغ آن بر مىآيد ؟ مگر خودت از رسول خدا روايت نمىكنى عَلِىٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقّ مَعَ عَلِىّ ؟ مگر در روز غدير خمّ به أميرالمؤمنين تحيّت بر ولايت نگفتى ؟ تو كه نمىتوانى بار رسول خدا را بر دوش گيرى ، به كدام مجوّز بر سر جاى آن حضرت نشستى ؟ و حقّ مسلّم مقام خلافت و وصايت را ربودى ؟ ايراد چهارم : رابعاً مىگوئى اطاعت مرا كنيد تا وقتىكه من اطاعت خدا و رسول خدا را مىكنم ، و اگر ديديد مخالفت خدا و رسول خدا كردم مرا اطاعت نكنيد . بنابراين اوّلًا تو هم در رديف ما قرار گرفتى ، نه رئيس بر ما ، و بنابراين چرا ما از تو اطاعت كنيم ، بيا تو از ما اطاعت كن ، و به كدام قاعده و سنّت الهى وجوب اطاعت تو بر ماست ؟ علاوه ، ما در معالم دين احتياج به معلّم و مربّى داريم ، طاعت خدا و رسول خدا ، و مخالفت خدا و رسول خدا را از تعاليم او بايد ياد گيريم ، از كجا بدانيم اين عمل تو طاعت است و آن دگر معصيّت ؟ جز آنكه معلّم قرآن ، و عارف نسبت به رسول خدا ، و محيط بر نواميس احكام و شرايع ، بايد براى ما طاعت و معصيّت را جدا كند ، وانگهى فرضاً ما بخواهيم در صورت مخالفت تو را راست كنيم ، مگر تو راست مىشوى ؟ تو كه راضى نيستى دست از خلافت بردارى ، در صورت مخالفت امر خدا و رسول خدا ، نيز ايستادگى خواهى نمود ، و هر چه امّت بخواهند تو را راست كنند ، بيشتر مقاومت مىكنى ! همين تصدّى مقام خلافت ، زيغ و انحراف توست . مگر براى راست نمودن تو أميرالمؤمنين از تو مؤاخذه نكردند و تو را بر اين فعل پنهانى و فورى ، در وقتىكه هنوز جنازه رسول خدا دفن نشده بود توبيخ نكردند ؟ مگر در مسجد از فضائل و مقامات خود بازگو ننمودند ؟ مگر حضرت صديقه با آن خطبه روشن موارد انحراف شما را بيان نكرد ؟ مگر نفرمود : يا ابا بَكْرٍ ما اسْرَعَ مَا اغَرْتُمْ عَلى اهْلِ بَيْتَ رَسولِ اللهِ ؟ مگر اصحاب بزرگوار ، و بنى هاشم كه از بيعت تخلّف كردند ، مواضع خطاى شما را نشان ندادند ؟ چرا مرتدع نشديد ، و راست نشديد ؟ اگر زياده از اين نيز مىخواستند پافشارى كند ، خونها ريخته مىشد ، مالها