السيد محمد حسين الطهراني
184
امام شناسى (فارسى)
آرام و داراى مقام سكينه مىباشد ؛ لذا در آخرت كه ملكوت اشياء ظهور مىكند ، ملكوت نفس مؤمن بهصورت بهشتى است كه درختان آن بهاندازهاى سر بههم آورده ، و شاخ و برگهاى اعمال صالحه در هم فرورفته ، و زمين را سايه انداخته است ، كه ابداً در آنجا از تابش سوزنده خورشيد گداخته ، يا طوفان حوادث ، و گرد و غبار خيالات ، و خواطر شيطانيّه ، راه ندارد . چه ما بهشت را از نقطهء نظر تجسّم اعمال ظهور ملكوت نفس مؤمن بدانيم ، يا بهعنوان جزاى مترتّب بر عمل بدانيم ، در هر حال نتيجه يكى است ؛ شاهد بر اين معنى خطابى است كه خداى تعالى شأنه بهآدم بو البشر قبل از ورودش در اين نشأه مىكند « فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى » « 1 » خداوند در خطاب بهآدم فرمود : در اين بهشت كه خواطر نفسانيّه نيست ، و اضطرابات خيالات و قواى واهمه راه ندارد ، هيچگاه گرسنه و عريان نخواهى شد ، و هيچگاه تشنه و آفتاب زده نخواهى شد ، گرسنگى و تشنگى ، و عريانى و گرما ، و حرارت و گداختگى ، بر اثر تسلّط نفس امّاره بر انسان بوده ، ولى در بهشت كه قلب انسان آرام و هيچ خاطرهاى به انسان راه ندارد آنجا « فِى مَقْعَدِ صِدقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ » « 2 » جاى استراحت است . افرادى هم كه با ايمان و عمل صالح از دنيا رجوع بهخدا مىنمايند ، در آن بهشت تفصيلًا قرار گرفته ، و در زير سايه درختان سر بههم آورنده آن مىآرمند . حقيقت نهرهاى جارى در بهشت و امّا نهرهاى جاريّه در اين بهشتها همانا علوم و معرفتى است ، كه موجب حيات قلب بوده است ، چون مؤمنين با علم و معرفت و اقرار به وحدانيّت خدا ، و صفات و اسماء ذات مقدّس او ، و اقرار بحقانيّت امام و پيغمبر قلب خود را از اين علوم آبيارى كردهاند ، در آنجا نيز ظهور اين علوم كه حيات قلب است بهصورت نهرهاى آب كه زنده كننده زمين خشك مىباشد بروز و ظهور خواهد نمود .
--> ( 1 ) سوره طه : 20 - آيه 17 - 119 ( 2 ) سوره قمر : 54 - آيه 55